شهر ساحلی چوبر

عليرضا شوكتي چوبر

ایران در تولید ژل رویال رتبه نخست جهان را دارد

عضو اتحادیه تولید کنندگان فرآورده‌های زنبور عسل گفت: ایران در تولید ژل رویال رتبه نخست و در تولید عسل رتبه چهارم دنیا را دارد.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، سعید رحیم نیا، عضو اتحادیه تولید کنندگان فرآورده‌های زنبور عسل گفت: کیفیت بالای عسل ایرانی در کنار تنوع اقلیمی و وجود گیاهان دارویی سبب شده تا تقاضای بازار‌های جهانی از عسل و دیگر فرآورده‌های زنبور عسل مثل ژل رویال و بره موم افزایش یابد.

او گفت: ایران در زمینه تولید عسل و فرآورده‌های زنبور عسل توانایی بسیار خوبی دارد و کیفیت بالای عسل ایرانی در کنار تنوع اقلیمی و وجود گیاهان دارویی سبب شده تا تقاضای بازار‌های جهانی از عسل و دیگر فرآورده‌های زنبور عسل افزایش یابد.

رحیم نیا افزود: صنعت زنبورداری با صنعت‌های دیگر تفاوت‌هایی دارد. برای مثال در صنعت مرغداری، یک مرغدار برای پرورش مرغ باید تاسیسات و تجهیزات داشته باشد و فراهم کردن آنها هزینه‌های بسیار بالایی دارد ولی زنبور داری، رشته‌ای است که با هزینه کم، می‌شود ایجاد شغل کرد بطوریکه اکنون در این حوزه، افراد زیادی ورود کرده و در جهت تولید عسل و دیگر فرآورده ها‌ی زنبور عسل فعالیت می‌کنند.

عضو انجمن عضو اتحادیه تولید کنندگان فرآورده‌های زنبور عسل افزود: در کشور‌های توسعه یافته به این نتیجه رسیده‌اند که زنبور، مهم‌ترین نقش را در افزایش تولید دارد و به همین دلیل، زنبورداران کار پرورش زنبور را به سطحی می‌رسانند که قابلیت گردافشانی را داشته باشند.

او اضافه کرد: برای گردافشانی باید جمعیت متناسبی داشته باشد تا موقعی که کندو را در داخل باغ یا مزرعه برای می‌گذارند، بتواند کار گردافشانی را به خوبی انجام بدهد. در آن کشور‌ها زنبورداران، کندو‌های خودشان را با قیمت بسیار بالایی اجاره می‌دهند.

رحیم نیا ادامه داد: در برخی از این کشور‌ها در حوزه ژنتیک و اصلاح نژاد، کار‌هایی روی زنبور عسل انجام داده‌اند تا بهره وری تولید عسل بالا برود. با این حال، کیفیت عسل کمتر کشوری، مثل کیفیت عسل ایران است. چون کشور ما از نظر اقلیم و رشد گیاهان دارویی، شرایط ویژه ایی دارد و همه کشور‌ها به این صورت نیست.

در کشوری مثل کانادا، زنبور‌ها از یک گیاه خاص استفاده می‌کنند ولی زنبوردار ما کندو‌های خودش را به مرتع می‌برد، زنبور‌ها می‌توانند از گیاهان مختلف از جمله آویشن و گوَن استفاده کنند. به همین دلیل است ما اکنون با تولید ۹۰ هزار تن عسل و فراورده‌های آن رتبه چهارم دنیا را داریم.

او بیان کرد: یکی از مهمترین بخش‌هایی که فکر می‌کنم یه مقدار تمرکز کمی روی آن انجام شده تولید ژل رویال است و دلیل تمرکز کمی که روی ژل رویال هست بحث فریرز و نگهداری در یخ، و ارسال این محصول به کشور‌های دیگر است که تولید و عرضه این محصول را تا قبل از این با مشکل مواجه کرده بود، اما با تلاش پژوهشگران و دانشمندان ایرانی این مشکل برطرف شده است.

این پژوهشگر کشاورزی که خود مدیر یک شرکت دانش بنیان است افزود: ما برای اولین بار در دنیا توانستیم ژل رویال را در دمای محیط حفظ کنیم و بدون فریرز این محصول را به کل دنیا ارسال کنیم. این فرمول به نام ایران و به مدت ۲۰ سال ثبت جهانی شده و در اختیار ایران خواهد بود.

رحیم نیا ادامه داد: محققان ایرانی برای اولین بار مدال طلای مسابقات جهانی سوئیس رو در بیست و چهارمین فدراسیون جهانی مخترعین ایفیا در سوئیس بنام ایران کسب کرده و همین موضوع میزان مقبولیت ژل رویال ایرانی را در جهان افزایش داده است.

او افزود: این فناوری استحصال ژل رویال از زنبور عسل اکنون فقط در اختیار ایران است و تا بیست سال در واقع در انحصار ایرانی‌ها خواهد بود و با کمک زنبور داران کشور می‌توانیم رتبه ایران را به جایگاه بالاتری برسانیم. چرا که برای تولید ژل رویال بیشتر، هم به کندوی زیاد، هم به زنبوردار زیاد و هم به تولید بیشتر نیاز داریم.

رحیم نیا با اشاره به خواص دارویی این محصول جهانی گفت: مصرف روزانه یک گرم ژل رویال استاندارد، سبب می‌شود ۹۰ درصد بیماری‌ها مانند سرطان، بیماری‌های ویروسی، بیماری‌های خود ایمنی بهبود یابند و این به خاطر تن اچ دی موجود در ژل رویال و انواع پروتئین‌ها است که سلول‌های بدن را نوسازی و جوان کرده و موجب افزایش طول عمر می‌شود.

او اضافه کرد: کشور‌های پیشرفته به خاصیت داوریی ژل رویال پی برده‌اند که مصرف این محصول به عنوان مکمل فوق العاده قوی برای ریکاوری بدن، تقویت کبد، تقویت مغز، تقویت سیستم ایمنی بدن خیلی می‌تواند کمک کند و به همین خاطر تقاضای بازار‌های جهانی برای استفاده از ژل رویال ایرانی در کنار عسل طبیعی افزایش یافته است.

رحیم نیا افزود: این توانایی وجود دارد که ما در تولید عسل به رتبه بالاتر هم برسیم که این موضوع نیازمند عزم ملی، تلاش بخش خصوصی و حمایت‌های دولتی هست.

https://www.iribnews.ir/00IeNc

+ نوشته شده در  ۱۴۰۳/۱۱/۱۴ساعت 12:12  توسط علیرضا شوکتی چوبر  | 

خبر خوب علیرضا شوکتی برای روستائیان/تولیدات روستایی دیگر نیاز به مجوز ندارند

جلسه هم اندیشی بازنگری فواصل بهداشتی کسب وکار‌های تولیدی وکشاورزی در سازمان دامپزشکی کشور برگزار می‌شود.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما؛ ۱۹ فروردین ۱۴۰۳ برای رفع مشکل ِکشاورزان و دامداران، جلسه هم اندیشی بازنگری فواصل بهداشتی کسب وکار‌های تولیدی وکشاورزی در سازمان دامپزشکی کشور برگزار می‌شود. در این جلسه نمایندگان بخش خصوصی، ارگان‌های ذی ربط و نمایندگانی از صدا و سیما حضور دارند.

علیرضا شوکتی خبرنگار میز کشاورزی و روستا گفت: طبق آمار وزارت جهاد کشاورزی، تاکنون بیش از ۴۴۰۰ مجوز کسب و کار در بخش کشاورزی به علت حرایم یا فاصله‌های بهداشتی رد شده است و متقاضیان کسب و کار مجوزشان را دریافته نکرده و بلاتکلیف هستند.

وی افزود: فواصل بهداشتی قانونی است که با قید در کتاب جامع نظام دامپزشکی در سال ۱۳۵۱ تصویب شد. طبق این قانون بین ایستگاه‌های تولیدی که شامل ایستگاه‌های تولیدی دامداری وکشاورزی است، یک فواصل بهداشتی را تعیین کردند، اکنون این فواصل جوابگوی نیاز کشاورزان نبوده و باعث مشکلاتی برای دامداران و کشاورزان شده است چرا که این قانون بعد از نیم قرن نیاز به، به روزرسانی دارد.

شوکتی در ادامه تصریح کرد: بعد از نیم قرن که تکنولوژی و بهداشت به روز شده، نیازمند بازنگری در قانون فواصل بهداشتی هستیم، با توجه به اینکه هم اکنون متقاضیان مجوز‌های کسب و کار حوزه کشاورزی با اعتراض نسبت به این موضوع خواستار بازنگری این قانون شده اند و برخی از متقاضیان مدعی شدند بعد از ۵ سال درخواست و پیگیری، هنوز مجوز کسب و کاربرایشان صادر نشده و بلاتکلیف هستند.

خبرنگار خبرگزاری صدا و سیما تاکید کرد: طبق قانون فواصل بهداشتی برای تولید ملکه زنبور عسل ۷۰۰ متر بین هر ایستگاه تولیدی با ایستگاه بعدی باید فاصله باشد. یعنی در یک روستا ما یک زنبوردار و یک دامدار باید داشته باشیم و کمتر ازآن فاصله بهداشتی اجازه راه اندازی ایستگاه تولیدی را نمی‌دهد. این درحالی است که سازمان دامپزشکی می‌گوید به علت جلوگیری از بیماری، و جلوگیری از سرایت ویروس این فواصل در نظر گرفته شده است.

خبرنگار خبرگزاری صدا و سیما با بیان اینکه تابستان ۱۳۸۸ قانونی در نظام جامع دامپروری وضع شده تا این مشکلات رفع شود و دولت باید تا پایان سال ۸۸ آئین نامه اجرایی این قانون را ابلاغ می‌کرد، گفت: حالا بعد از گذشت ۱۴ سال از تصویب این قانون در مجلس، هنوز بازنگری این قانون در هیئت دولت نرفته که تصویب شود و سازمان دامپزشکی همچنان همان قانون سال ۵۲ را اجرا می‌کند و اساس فواصل بهداشتی را بخاطر جلوگیری از انتقال بیماری‌ها می‌داند.

شوکتی اظهار داشت: تاخیر ۱۴ ساله در تصویب بازنگری قانون فواصل بهداشتی که چرا تاکنون به هیئت دولت نرفته پیگیری کردم که همه وزرا مشکل را در دوره قبلی موکول کردند و امروز که ۱۹ فروردین ۱۴۰۳ است برای رفع این مشکل ِکشاورزان و دامداران جلسه هم اندیشی بازنگری فواصل بهداشتی کسب وکار‌های تولیدی وکشاورزی در سازمان دامپزشکی کشور برگزار می‌شود. در این جلسه نمایندگان بخش خصوصی، ارگان‌های ذی ربط و نمایندگانی از صدا و سیما حضور دارند. تنظیم خبر: مرجان بینا

پی نوشت: طبق شنیده ها از جلسه بازنگری قانون فواصل بهداشتی، روستاها دیگر نیازی به اخذ مجوز یا پروانه کسب تولیدات دامی ندارند. (خبر در حال تکمیل است)


برچسب‌ها: علیرضا شوکتی, خبرنگار, روستا, مجوز تولید
+ نوشته شده در  ۱۴۰۳/۰۱/۳۰ساعت 11:0  توسط علیرضا شوکتی چوبر  | 

انفاق “هر باغ یک نهال” در چوبر

مدیر عامل موسسه انفاق مهر چوبر از اهدا نهال کیوی به موسسه خیریه از طرف مردم خبر داد و گفت : با هم اندیشی برخی از باغداران کیوی چوبر طرحی مطرح شد مبنی بر اینکه هر باغدار کیوی یک نهال از باغ خود را به موسسه خیریه اهدا کند. حسین نصرتی هدف از این عمل شایسته باغداران کیوی را انفاق در راه خدا، طلب امرزش برای پدران و مادران خود و کمک به نیازمندان عنوان کرد. او گفت : هر باغداری که تمایل داشته باشد برای احسان پدر و مادر خود یک نهال از باغ خود را به موسسه اهدا کند، لازم است با حضور در موسسه یا تماس تلفنی و با هماهنگی کارشناس موسسه نهال مورد نظر را بنام موسسه ثبت نماید تا هر زمانی که تمایل دارد در هنگام برداشت محصول، میوه انرا به موسسه تحویل دهد.

نصرتی اضافه کرد اهدا یک نهال از هر باغ، هیچ مسئولیت حقوقی برای باغدار یا هیچ مالکیت حقوقی برای موسسه ایجاد نمی کند و ثبت اهدا یک نهال از هر باغ فقط به جهت آمار فعالیت ها و دریافت کمک های مردمی انجام می شود تا اعضا موسسه و مدیران از میزان کمک ها و دریافتی ها مطلع باشند.

انفاق “هر باغ یک نهال” در سالهای پیش هم مطرح شده بود و برخی افراد بطور بی نام میوه (یا مبلغ) یکی از نهالهای خود را به موسسه اختصاص می دادند که امسال با توجه به گستردگی این عمل خداپسندانه، این موضوع رسمیت یافته و ثبت می گردد.


برچسب‌ها: انفاق مهر, چوبر, موسسه خیریه چوبر, خیریه چوبر
+ نوشته شده در  ۱۴۰۳/۰۱/۳۰ساعت 10:57  توسط علیرضا شوکتی چوبر  | 

کمک یک هزار میلیاردی موسسه انفاق مهر چوبر به مردم

موسسه انفاق مهر یک هزار میلیارد ریال در قالب بسته های معیشتی به مردم نیازمند کمک کرد.

به گزارش چوبر نیوز، حسین نصرتی، مدیر عامل موسسه خیریه انفاق مهر گفت: موسسه انفاق مهر یک هزارو ۲۵۰ میلیون ریال در قالب بسته های معیشتی شامل برنج و روغن و سایر مایحتاج معیشتی، همانند سالهای گذشته به مردم نیازمند منطقه کمک کرد. نصرتی افزود: غالب این کمک ها از طرف مردم نوعدوست منطقه جمع آوری شد و با یاری مدیران و عوامل خدوم موسسه بین نیازمندان توزیع شد.


برچسب‌ها: انفاق مهر, چوبر, موسسه خیریه چوبر
+ نوشته شده در  ۱۴۰۳/۰۱/۳۰ساعت 10:56  توسط علیرضا شوکتی چوبر  | 

عمو رجب؛ پدر جنگل ایران



همزمان با پررنگ شدن طرح کاشت یک میلیارد درخت و واکاوی ملزومات اجرای آن، عملکرد “عمو رجب” به عنوان یکی از موفقیت آمیزترین روش‌های آزموده شده در حفظ و گسترش جنگل مورد توجه قرار گرفت.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، عمو رجب چوبری، هموطن ۷۵ ساله اهل چوبر تالش که به دلیل یک عمر درختکاری و کمک به بقای جنگل‌های منطقه “پدر جنگل” لقب گرفته است، سالانه بطور متوسط ۳ هزار اصله نهال غرس کرده و بر اساس مشاهدات میدانی تخمین زده می‌شود که دستکم ۱۵۰ هزار قطعه از درخت‌های ارتفاعات چوبر به لطف مهرورزی او به جنگل و درختان در طبیعت ریشه گرفته و نمو کرده اند.

اگرچه این رقم با آمار میلیونی تولید و کاشت نهال توسط سازمان‌ها و نهاد‌های عمدتا دولتی یا عمومی فاصله دارد و حتی نسبت به گستره باشکوه جنگل‌های تالش نیز، چندان وسیع به نظر نمی‌رسد، اما نکته مهم در این موضوع، بقای کاملا آشکار و غرور انگیز درختانی است که با همت و تلاش عمور رجب پای گرفته و با ممارست پدرانه او رشد کرده و تنومند شده اند.


طبق آمار، از زمان آغاز اجرای طرح کاشت یک میلیارد درخت ۱۱۶ میلیون نهال توسط بخش دولتی و ۱۲۱ میلیون نهال توسط بخش خصوصی تولید شده که تاکنون ۳۵ میلیون نهال کاشته شده است.
با وجود این، به گفته عباس نوبخت، رئیس سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری، تولید نهال ۲۰ درصد حجم کار است و ۱۰ درصد کاشت و ۷۰ درصد از روند ایجاد سرسبزی، نگهداری نهال‌ها و مراقبت از آنهاست و ضرورت دارد از تک تک نهال‌هایی که تولید و کاشته می‌شوند، مراقبت شود تا به درخت تبدیل شوند و در غیر اینصورت، طرح به توفیق نرسیده و چیزی جز ضرر و زیان گسترده در پی نخواهد داشت.

از آنجایی که عمو رجب، مراقبت و تیمار درختان را مهمتر از کاشت آنها می‌داند، خوشبختانه تقریبا همه درختانی که در ۶۵ سال گذشته کاشته است اکنون زنده اند و از همین رو، در طبیعت سرسبز پا گرفته به دست او، می‌توان از درختانی تنومند به قدمت نیم قرن تا نهال‌های جوان یکی دو ساله را مشاهده کرد.

روش عمو رجب در گستراندن سرسبزی و جنگل دقیقا همان رویکرد نتیجه بخشی است که به عقیده کارشناسان و مدیران منابع طبیعی، تضمین کننده موفقیت طرح کاشت یک میلیارد درخت در ایران است؛ یعنی ایمان قلبی و پایدار به عنایت خداوند، ممارست در مهرورزی به طبیعت و مواهب الهی و پیوستگی و استقامت در مسیر قدردانی و حفاظت از مخلوقات خداوند.

عمو رجب با تکیه بر چنین باوری تبدیل به تکیه گاه مطمئن نهال‌های نوپا شده و هنوز هم در سن ۷۵ سالگی، هر روز خود را با درختان سپری می‌کند و هرس و تیمار آنها را خدمت به آفریده‌های ارزشمند خداوند و عبادتی خالصانه می‌داند.

تردیدی نیست با معرفی هرچه بیشتر عمو رجب‌ها و سایر حافظان جنگل، علاوه بر قدردانی از زحمات بی توقع آنها، گامی در گسترش فرهنگ درختکاری و درختداری برداشته می‌شود.

برچسب‌ها: عمورجب, پدرجنگل, چوبر, تالش
+ نوشته شده در  ۱۴۰۳/۰۱/۳۰ساعت 10:54  توسط علیرضا شوکتی چوبر  | 

تولیدات دامی در روستاها نیاز به مجوز ندارند

طبق قانون، تولیدات دامی در روستاها نیازی به مجوز و پروانه کسب ندارند.

به گزارش چوبر نیوز، رئیس سازمان دامپزشکی کشور با اعلام این خبر گفت: روستا تعریف خود را دارد و همه محصولات مصرفی روستا باید در خود روستا تولید شود، به همین خاطر جهت سهولت تولیدات دامی و تسهیلگری کسب و کار روستایی، تمامی تولید کنندگان روستایی از دریافت مجوز تولید و پروانه کسب معاف هستند. نوروزی افزود دولت هم از تولیدات روستایی حمایت می کند و در راستای مشارکت مردمی تسهیلات کم بهره در اختیار تولید کنندگان قرار می دهد.

نوروزی همچنین در خصوص بازنگری قانون فواصل بهداشتی گفت: تا پایان فروردین ماه پرونده فواصل بهداشتی بسته می شود.

او گفت: دستورالعمل جدید بصورت منطقه ایی تدوین می شود. بطوریکه با نظر کارشناسان ۵ منطقه جغرافیایی در کشور تعیین و قوانین مربوط به هر منطقه در خصوص فواصل بهداشتی برای تولید کنندگان اعمال می شود.

لازم به ذکر است که تا کنون ۴۴۰۰ مجوز کسب و کار بخاطر آنچه فواصل بهداشتی عنوان می شود بلاتکلیفند.


برچسب‌ها: روستا, دامپزشکی, تولیدات روستایی, چوبر
+ نوشته شده در  ۱۴۰۳/۰۱/۳۰ساعت 10:45  توسط علیرضا شوکتی چوبر  | 

یاسر اسلامدوست نماینده مردم تالش شد

فرزند نماینده ادوار تالش، با کسب ۴۴ هزار رای مردم تالش راهی مجلس شد.

به گزارش چوبر نیوز، یاسر اسلامدوست تحصیلکرده رشته حقوق و در حوزه وکالت فعالیت می کرد. او با کسب ۴۴ هزار رای اکنون جا پای پدر یعنی عسگر اسام دوست گذاشت که از بدنه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی است. عسگر اسلامدوست از سال ۷۹ تا سال ۸۳ نماینده مردم تالش در مجلس بود که مواضع اصلاح طلبی داشت و در بین مردم تالش هم محبوبیت ویژه ایی دارد. خیلی از مردم تالش معتقدند که این محبوبیت پدر در موفقیت فرزند بی تاثیر نبوده است. چرا که یاسر برای اولین بار امسال در صحنه سیاسی کشور به طور جدی اعلام حضور کرد و موفق شد در میان کاندیداهای مطرح ادوار و همچنین رجال سیاسی شناخته شده تالش، اعتماد ۴۴ هزار نفر از جمعیت ۳۰۰ هزار نفری تالش را به سمت خود جلب کند.

یاسر اسلامدوست دیگاههای روشن و شفاف و صریحی دارد. و بیشتر مردم اورا به بیان شفاف بدور از هرگونه تعارفات و تملق می شناسند. شخصیتی که انتظار می رود در طول ۴ سال نمایندگی، اتفاقات خوب و مفیدی را برای منطقه تالش رقم بزند. ایجاد منطقه آزاد تالش، احداث کمربندی تالش، تکمیل مسیر جاده تالش به آستارا، احیاء کارخانه چوکا و سر و سامان دادن به وضعیت فوتبال قلعه عقابها از جمله انتظاراتی هست که مردم تالش از نماینده منتخب خود دارند و قطعا با توانمندی های این فرزند برومند تالش و همراهی مردم و مسئولان، این مهم انجام شدنی هست.

باید منتظر ماند و دید که آیا با اقدامات یاسر اسلامدوست تعداد رای دور بعد وی از ۴۴ هزار به ۳۰۰ هزار افزایش خواهد یافت یا از این مقدار تقلیل خواهد یافت؟


برچسب‌ها: نماینده تالش, تالش, چوبر, اسلامدوست
+ نوشته شده در  ۱۴۰۳/۰۱/۳۰ساعت 10:35  توسط علیرضا شوکتی چوبر  | 

ولی داداشی مجدد نماینده آستارا شد

مردم آستارا، نماینده سابق خود را مجدد به مجلس فرستادند.

به گزارش چوبر نیوز، ولی (حامد) داداشی که در دوره قبل در استراحت بود با کسب ۱۷ هزار رای مردم استارا، صندلی سبز بهارستان را از غلامرضا مرحبا پس گرفت. وی در سال ۱۳۹۴ با ۱۴ هزار رای در میان هیاهو و انتقادات تند دیگر نامزدها بر علیه یکدیگر، به یک باره دل مردم آستارا برد نماینده منتخب شد. در آن سالها گفته می شد آرامش ویژه داداشی در سخنرانی ها و متینگ انتخاباتی برای پیشرفت و آبادانی این شهرستان باعث شد خیلی از مردم که از سخنرانی های جنجالی کاندیداها علیه یکدیگر خسته شده بودند، داداشی را به عنوان نماینده خود انتخاب کنند.

او که در مجلس هم با آرامش خاصی از حقوق حوزه انتخابیه خود دفاع می کرد، تمایل به دولت اعتدال داشت و حتی ستاد انتخاباتی دولت اعتدال را هم در آستارا هدایت می کرد. داداشی اعتقادی به چپ و راست ندارد و معتقد است که نباید جامعه را صفر و یک ببینیم، بلکه با مذاکره و گفتگو خیلی از مسائل را میتوان حل کرد. بسیاری از اهالی رسانه او را سیاست مدار میانه رو اهل منطق می دانند که حتی بعد از شکت یا پیروزی هم از رقیبان انتقاد نکرده و به همکاری همگانی برای رفع مشکلات معتقد است.

داداشی دانش آموخته الهیات دانشگاه شهید بهشتی و استاد همین دانشگاه و دارای یک فرزند پسر هست.


برچسب‌ها: نماینده آستارا, نماینده تالش, ولی داداشی, آستارا
+ نوشته شده در  ۱۴۰۳/۰۱/۳۰ساعت 10:27  توسط علیرضا شوکتی چوبر  | 

تقدیر از پدر جنگل تقدیر از حافظان طبیعت است

همزمان با روز درختکاری، عمو رجب مهمان شبکه خبر بود.

به گزارش چوبر نیوز،عمو رجب (پدر جنگل)، یکی از کشاورزان نمونه منطقه تالش در استان گیلان است که ۶۵ سال از عمر ۷۵ ساله خود را در میان طبیعت و درختان سرسبز هیرکانی سپری کرده است. او در بالامحله چوبر تالش به کار کشاورزی مشغول است و می گوید از ۱۰ سالگی با جنگل و درختان جنگل زندگی کرده است. او در طول عمر خود همواره درخت کاشته یا قلمه کرده است و بگفته خودش سالی بیش از ۲ هزار نهال را در میان جنگل و طبیعت کاشته و بیش از ۲ هزار نهال مثمر و بی ثمر را به مردم منطقه به رایگان اهدا کرده است.

او هدف از کاشت نهال را حفظ طبیعت و احیائ جنگل ها عنوان می کند و می گوید: گفته اند دیگران کاشته اند و ما می خوریم حال ماباید بکاریم تا آیندگان با جنگل و طبیعت غریبه نباشند.

عمو رجب به شدت از تخریب جنگل و گسترش ساخت و ساز در طبیعت نگران است و می گوید با قوانین قهری نمی توان جلوی تخریب جنگل را گرفت باید امتیازات تشویقی را برای مردم بیشتر کرد تا خود مردم با دل و جان به فکر حفظ طبیعت و جنگل باشند. او می گوید با ساخت و ساز در طبیعت مخالف نیستم اما باید طوری عمل کرد که در عین پیشرفت، طبیعت از بین نرود.

با پخش مستند زندگی پدر جنگل از شبکه اول سیما شخصیت های مختلفی در مورد عمو رجب نظر داده اند.

از جمله دکتر علی اکبر صالحی معاون فرهنگستان علوم می گوید: “شخصیت هایی مثل عمو رجب باید شناسایی و تقدیر شوند تا الگویی شود برای احاد مردم که دغدغه حفظ طبیعت دارند. من به شخصه قدردان زحمات عمو رجب هستم و دورادور دست ایشان را می بوسم”

علیرضا مهاجر معاون زراعت وزیر جهاد کشاورزی می گوید: عمو رجب یک انسان شایسته و محبوب برای همه ما بخصوص جامعه کشاورزی است چرا که او علاوه بر احیائ جنگل به فرهنگ کاشت درخت برای حفظ چرخه طبیعت هم کمک کرده است. ما قدردان او هستیم و باید از ایشان تقدیر کنیم.

سرهنگ ناصر همت‌زاده، رئیس بازرسی یگان حفاظت سازمان امور اراضی کشور می گوید: “عمو رجب ها معماران طبیعت و جنگل های ما هستند و شناسایی و معرفی آنها وظیفه تک تک ماست. قدردانی از پدر جنگل یعنی تشویق به حفاظت مردمی از اراضی و طبیعت سبز کشور.”

+ نوشته شده در  ۱۴۰۳/۰۱/۳۰ساعت 10:14  توسط علیرضا شوکتی چوبر  | 

دکتر هادی رحمانی مردی از جنس امیرکبیر

برای شناخت برخی ها نیاز نیست از دیوار ذهن انها بالا برویم و حرفها و اندیشه اش را کاوش کنیم، بلکه کافیست نگاهی کوتاه به آثار و عملکردش داشته باشیم تا به اعماق وجودش پی ببریم.

دکتر هادی رحمانی از همان جنس آدمهایی است که بجای حرف و شعار، عمل می کند. گاهی در سنگر علم، گاهی هم در سنگر عمل. از تدریس در دانشگاههای مختلف برای تکثیر مدیران جوان اجرایی عمل گرا، تا سکانداری نهادهای مهمی چون میراث ماندگار این کهن مرز و بوم و مسکن و راه و شهرسازی!

او هنوز یکسال نیست که سکان اداره راه و شهرسازی گیلان را بدست گرفته، اما به انداره ۱۰ سال برای گیلان و گیلانیان کار کرده و پروژه های زیربنایی و روبنایی اجرا کرده، اگر هم پول نبوده از کار و سازندگی باز ننشسته و خودش دست بکار شده تا پرچم سازندگی گیلان، این استان همیشه سبز را همیشه برافراشته نگه دارد.

می گویند او استان گیلان را تبدیل به یک کارگاه عمرانی کرده تا هیچ پروژه ای بلاتکلیف روی زمین نماند. خود او هم معتقد است بحث پول و تامین اعتبار نیست بلکه مهم، توانمندی انجام کار است که پروژه ها نیمه کاره نماند.

یکی از آخرین اقدامات عملی او تکمیل و تجهیز پل اسالم است که در سال ۱۳۹۷ بعلت سیلاب، بکلی از بین رفته بود و مدتها این منطقه تبدیل به گره کور ترافیکی شده بود.

تجهیز و تکمیل این پل، ابتدا به شهرداری واگذار شده بود اما پیشرفتی حاصل نشده بود تا اینکه امیرکبیر سازندگی گیلان، با احساس مسئولیت در قبال مردم منطقه و تفکر عملگرایی ذاتی خود با بهره گیری از مصوبات سفر ریاست جمهوری، با همراهی استانداری و نهاد ریاست جمهوری کمر همت بست تا گره کور ترافیکی این جاده استراتژیک را برطرف کند.

گفته می شود به ابتکار دکتر رحمانی، بیش از ۶۰% اعتبار تجهیز این پل در مدت ۴ ماه تامین شده و الباقی آن هم با اعتبار شخصی وی پیش می رود، بطوریکه الان سازه اصلی پل نصب شده و بزودی تکمیل و به بهره برداری می رسد.

باشد که امیرکبیران سازندگی این مرز و بوم همواره بدرخشند و چراغ راهی باشند برای ذهن پویای آیندگانی که قدردانند ! / علیرضا شوکتی


برچسب‌ها: پل چوبر, پل اسالم, تکمیل پل اسالم, هادی رحمانی
+ نوشته شده در  ۱۴۰۲/۰۲/۲۶ساعت 3:14  توسط علیرضا شوکتی چوبر  | 

قدردانی علیرضا شوکتی چوبر از مردم بعد از حادثه تصادف  

در پی اتفاق ناگواری که برای اینجانب پیش آمد. بسیار شرمنده محبت های شما عزیزانم شدم. چرا که مدت کوتاهی بیهوش و سپس بستری بودم و بخاطر شرایط بد روحی و جسمانی امکان تماس با شما بزرگواران که نگران حال همشهری، دوست و برادر کوچک خود بودید میسر نشد.

و حالا که به لطف و کرم پروردگار بزرگ عمر دوباره ایی یافتم تا جبران محبت های شما عزیزانم را بکنم، وظیفه خود میدانم از تک تک شما عزیزانم که صمیمانه و با نگرانی جویای حال من بودند، تشکر کنم .

واقعا که دوستی را در حق من تمام کردید و بقدری نسبت به من لطف داشتید که احساس میکنم جبران مهربانی های شما از بضاعت من حقیر خارج است…

وقتی در بستر بیماری و در شرایط بد روحی، بودم شما دوستان این احساس را در من بوجود آوردید که گویی بر کوهی تکیه کرده ام، کوهی استوار که تیشه های فرهادوار تان نقش ماندگار عشق و محبت و صمیمیت را بر آن حک کرده است.

محبت خالصانه و زیبای شما واقعا قابل جبران نیست…شما که هر کدام با نهایت صمیمیت و دلسوزی با تماسها و پیامهایتان جویای حالم بودید. شاید این اتفاق تلنگری باشد برایم تا همیشه بیاد داشته باشم که تمام ثروت و داشته هایم قلب بزرگ و مهربان عزیزانی هست که در سختی و غم اندوه تنهایم نگذاشتند. شخصیت های بزرگواری که برایم یک دنیا ارزشمند و گرامی اند.

دلم میخواست نزدیک بودم و بر دستان پر مهرتان بوسه می زدم… اما از دور و به رسم شکرگزاری و سپاس از شما بزرگان، این متن را نوشتم که هم تقدیر کنم از قلب صمیمانه و پر مهرتان و هم به اطلاع شما عزیزانم برسانم که فعلا خطر بر طرف شده و به علت جابجایی مهره گردن مدتی باید در استراحت باشم و الحمدو الله مشکل خاصی نیست.

امیدوارم هیچگاه این اتفاق برای هیچ یک از شما عزیزانم نیافتد و همیشه سلامت و سالم باشید. آرشیو 24/8/94

برادر کوچک شما علیرضا شوکتی


برچسب‌ها: علیرضا شوکتی چوبر, خبرنگار مردمی, خبرنگار, خبرنگاران
+ نوشته شده در  ۱۴۰۱/۱۲/۱۶ساعت 13:25  توسط علیرضا شوکتی چوبر  | 

علیرضا شوکتی چوبر کیست؟

“به همان نسبت که خبرنگاری شغلی جذاب، پرشور و متنوع هست به همان نسبت هم پرحاشیه و خطرناک است. هرچند در ایران شاید این خطرات کمتر باشد اما قتل خبرنگاران تنها بخشی از چالش های پیش روی آنان در دنیا است . بنابر این دوستانی که می خواهند وارد این حرفه شوند باید بدانند که کسی برای خبرنگاران فرش قرمز پهن نمی کند اما یک اشتباه ممکن است زندگی آنها را زیر و رو کند.” اینها بخشی از صحبت های علیرضا شوکتی مجری خبرنگار تالشی صدا و سیماست که مشروح گفتگوی جذاب و خواندنی این مجری خبرنگار موفق شبکه خبر با سجاد قدرتی خبرنگار سایت تالشان نیوز را در زیر می خوانید:

با سلام و عرض احترام خدمت شما لطفا در ابتدا معرفی مختصری از خود داشته باشید و بفرمایید کار خبرنگاری را چه زمانی و از کجا شروع کردید؟

من علیرضا شوکتی سال ۵۸ در چوبر تالش بدنیا آمدم. و تحصیلات ابتدایی را در همان چوبر و دوره متوسطه را در دبیرستان حکیم نظامی آستارا به پایان بردم. و جالب است بدانید که از کلاس پنجم ابتدایی فعالیت مطبوعاتی را با ارسال کاریکاتور برای ” مجله گل آقا ” و دیگر نوشته های کوتاه برای مجلات ” رشد ” آغاز کردم. و در دوره دبیرستان هم بطور جدی همکاری با روزنامه “ایران” و “همشهری” را ادامه دادم. اما همکاری با مجله ” ایران جوان ” اوج موفقیت و فعالیتم در مطبوعات بود بطوریکه در عرض یک سال یعنی سال ۷۷ موفق به کسب عنوان خبرنگار برتر سال شدم و در فرهنگسرای اندیشه جایزه خود را از رییس دولت اصلاحات گرفتم.

همچنین همان سال با شرکت در مسابقات راپمی ( کشورهای حوزه خلیج فارس ) بعد از کویت من از ایران دوم شدم که از طرف معاونت وقت رییس جمهور ، خانم ابتکار تقدیر شدم.

قبولی در دانشگاه هنر تهران سکوی پرتاب من به سمت صدا و سیما شد و از سال ۸۱ وارد باشگاه خبرنگاران جوان شدم که در ادامه هم همزمان با ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد در رشته علوم ارتباطات دانشگاه صدا و سیما بعنوان مجری برنامه مثلث شبکه خبر و هم اکنون هم برنامه اقتصادی تیمچه را برای شبکه خبر کار میکنیم.

آیا علاقه مندی به حرفه خبرنگاری تنها انگیزه شما برای انتخاب این شغل بود یا اهداف دیگری نیز داشتید؟

من در بچگی چنان علاقه ایی به اخبار تلویزیون ، مطبوعات و روزنامه داشتم که به خانواده ام میگفتم بجای هدیه یا اسباب بازی برایم مجله یا روزنامه بخرند. چون مطبوعات آن زمان کمیاب بود، صفحات رنگی مجلات یا روزنامه کهنه هایی که موقع خرید وسایل روزانه خونه، به این اقلام می پیچیدند من درخانه جدا کرده و کنار هم می چیدم که بخوانم. بطور کلی علاقه شدیدی به اخبار و گزارش های خبری داشتم و هنوز هم با اشتیاق کارهای موفق و گزارشهای تصویری و ایرانی و خارجی بخصوص کارهای ” پروفسور نایل فرگوسن ” را با جدیت دنبال میکنم.

آیا ماهیت حرفه خبرنگاری ویژگی ها و اهمیت آن برای مردم و مسئولان به اندازه کافی شناخته شده هست؟

نه بطور کامل. هنوز در کشور ما خبرنگاران به جایگاهی که باید باشند نرسید ه اند . برخی نگاهها و دروازه بانی ها باعث شده خلاقیت خبرنگاری مغمول واقع شود.

وضعیت استان گیلان به لحاظ انجام کارهای خبری و رسانه ای نسبت به دیگر استان ها چگونه است؟

از نظر مطبوعات، فکر میکنم استان گیلان در سطح کشور، جزو سه استان برتر رسانه ایی کشور باشد و میزان علاقمندی و استقبال مردم گیلان هم به نسبت بیشتر هست شاید این بخاطر وجود سیاستمداران و فرهیختگان علمی است که در این استان زیسته اند. بزرگانی چون میرزا کوچک نیما یوشیج و … که بطور ضمنی در ارتقاء سطح سواد رسانه ای و مطبوعاتی منطقه گیلان موثر بوده اند.

سیاست های کلی دولت در رابطه با خبرنگاران از نظر شما چگونه است ؟ آیا دولت حمایت و توجه لازم را از این قشر به عمل می آورد؟

بله سیاست های دولت حکایت از همراهی با خبرنگاران است بطوریکه پس از استقرار دولت به ارگانهای ذیربط بخشنامه ایی صادر شد مبنی بر عدم تعقیب و شکایت از خبرنگاران نمونه واضح آن در سازمان میراث فرهنگی بود.

من در دوره ایی رابط خبری میراث فرهنگی و صدا و سیما بودم این سازمان در دوره های گذشته یکی از پرحاشیه ترین و خبر ساز ترین ارگانهای دولتی بود و خبرنگاران زیادی بخاطر برخی خبرهای منتشره از طرف سازمان میراث فرهنگی، دچار مشکل شده بودند که در دولت جدید تمام اون پرونده ها و شکایات بدور ریخته شد و خبرنگاران اکنون بدون هیچ محدودیت و مشکلی سخت ترین گزارشهای خود را تهیه میکنند.

من فکر میکنم این اتفاق خوشایندی است که امروزه در حوزه خبر و رسانه اتفاق افتاده است شفافیت آگاهی و دانستن حق شهروند است که در بازه حق “جریان آزاد اطلاعات” در حال شکل گیری است.

photo_2016-07-05_16-08-09

به عنوان یک خبرنگار برای جوانانی که به تازگی قصد ورود به این حرفه را دارند چه توصیه ای دارید؟

حرفه خبرنگاری بنظرم سخت ترین و پرخطرترین فعالیت های انسانی در دوران مدرن است. سالها پیش همکاری ذاشتیم که در جریان جنگ بوسنی هرزه گوین و سارایوو صحنه هایی از کشتار را دیده بود که وقتی برگشت بکلی روحیه اش عوض شد و نه تنها شغل خود را از دست داد بلکه دچار بحران های شدید روحی شد.

منظورم این است که شاید ما در ظاهر یک خبرنگار مشهور و چهره را بشناسیم اما در پشت این چهره ممکن است مسائل روحی، تصاویر ذهنی، خاطرات و تعهدات اخلاقی، تهدید، ارعاب ، شکنجه و … نهفته باشد.

میخوام بگم به همان نسبت که این شغل جذاب پرشور و متنوع هست به همان نسبت هم پرحاشیه و خطرناک است. شاید در ایران این خطرات کمتر باشد، اما قتل خبرنگاران تنها بخشی از چالش های پیش روی آنان در دنیا است . بنابر این دوستانی که می خواهند وارد این حرفه شوند باید بدانند که کسی برای خبرنگاران فرش قرمز پهن نمی کند اما یک اشتباه ممکن است زندگی آنها را زیر و رو کند.

به غیر از اینها کسانی که علاقمندند این حرفه را ادامه دهند حتما باید اطلاعات و سواد خبرنگاری خود را بالا ببرند سرعت دقت و صحت سه اصل مهم برای موفقیت در خبر نگاری است.

آیا از فعالیتتان خاطرات تلخ و شیرین هم در ذهن دارید؟

برای شخص من بدترین زمان حالتی است که خبر یا گزارشی را با اشتیاق کار کرده باشم اما بخاطر مسایلی چون پر شدن کنداکتور، جابجایی و دروازه بانی خبر و … پخش نشود.

با این حال دنیای خبر نگاران پر از خاطرات تلخ و شیرین است.

زیباترین خاطره ام مربوط به همان سالی ات که در عین ناباوری و در اوج مشکلات بعنوان خبرنگار برتر سال انتخاب شدم.

و بدترین خاطر ه ام مربوط به زمانی است که در جریان تهیه گزارش خبری از مناطق آب درمانی اطراف سرعین دچار مار گزیدگی شدم و بخشی از زندگی ام مدتی تعطیل شد.

حرف پایانی شما با مخاطبین؟

تشکر و قدردانی میکنم از شما فرهیخته رسانه ایی و روابط عمومی و سپاس فراوان از سایت وزین و پر محتوای تالشان نیوز که نماد اصالت و هویت مردم بزرگ و با تمدن تالش است.

برای همه مخاطبان آرزوی تندرستی و شادمانی دارم. و اینکه تک تکشان در نظرم عزیز گرامی و محترمند.


برچسب‌ها: علیرضا شوکتی چوبر, خبرنگار مردمی, خبرنگار, خبرنگاران
+ نوشته شده در  ۱۴۰۱/۱۲/۱۶ساعت 13:22  توسط علیرضا شوکتی چوبر  | 

قدیمی ترین ساکنان چوبر چه کسانی بودند

( تاریخچه شهر چوبر بخشی از پروژه تحقیقاتی من بوده که نزدیک به ۳ سال در تکمیل آن وقت گذاشتم و از منابع محلی و میدانی و کتابخانه ایی که الان دیگر در دسترس نیستند کمک گرفتم. بنابر این شایسته است که در استفاده از این مطالب منبع آن یعنی سایت چوبر ذکر شود./ با سپاس، شوکتی )

به گزارش چوبر نیوز، بی شک اکثر چوبری ها در ادامه اسم فامیلی خود پسوند چوبر را دارند و احتمالا” با این سوال هم که “چوبر یعنی چه؟ ” مواجه شده اند، اما شاید کمتر کسی باشد که معنی واقعی و پیشینه تاریخی آنرا بداند.

عکس: حسن حقی از ارتفاعات چوبر

آنچه در تحقیقات محققان و نویسندگان بزرگ کشور در خصوص چوبر آمده است حکایت از آن دارد که پیدایش سکونت در چوبر نیز همزمان با سکونت تالشان در منطقه تالش بوده است. از جمله دکتر عبدلی و کریم آقاجانی از نویسندگان بزرگ کشور که مطالعات و تحقیقات زیادی در خصوص تاریخ و بخصوص تاریخ تالشان داشته اند، به این موضوع اشاره داشته اند.

با این حال تاکنون اطلاعات دقیق و محکمی در مورد پیشینه تاریخی نام چوبر وجود نداشته و مطلب قابل توجهی در خصوص نام چوبر یافت نشده است.

آنچه در پی می آید خلاصه ای از پرو‍‍ژه تحقیقاتی اینجانب ” علیرضا شوکتی ” در خصوص تالش و منحصرا” چوبر می باشد که از منابع موثق و مختلفی بصورت میدانی و کتابخانه ای در مدت ۵ سال جهت چاپ کتاب گردآوری شده و برای اولین بار در این جا منتشر می شود.

بر طبق این تحقیقات استقرار سکنه در منطقه چوبر ابتدا در سه منطقه و در کنار رودخانه اصلی چوبر بوده است. یکی از این مناطق در قسمت کوهستانی بنام قدیمی “روخان ” بوده و دو منطقه دیگر در قسمت کوهپایه بوده است و آنرا گیلان می گفته اند. افراد این مناطق ابتدا بصورت ییلاق قشلاق زندگی می کرده اند و به دامداری و کشاورزی مشغول بوده اند. اصطلاح گیلان به قسمتهای کوهپایه ای رشته کوههای پوشیده از جنگل بخش تالش گفته می شده که علاوه بر چوبر امروزی، سایر مناطق نوار ساحلی غرب گیلان را نیز در بر می گرفته است.

جالب اینکه موقعیت و داراییهای افراد کوهستانی نشین اغلب بهتر و بیشتر از افراد کوهپایه نشین بوده است.

به مرور زمان و با تسهیل زندگی جمعی، از سکونت افراد کوهستانی نشین کاسته و به افراد کوهپایه نشین که بیشتر به کار کشاورزی مشغول بوده اند افزوده شده است. ضمن اینکه از استانهای همجوار یعنی اردبیل نیز افراد زیادی به مناطق کوهپایه ای و جلگه ای غرب گیلان کوچ کردند وآنها اکثرا” به کار آهنگری و تجارت و بعضا” کشاورزی مشغول بودند.

بدین ترتیب با کوچ آنها به سمت کوهپایه ها و اطراف رودخانه ها، ساخت سکونتگاههایی از چوب وکاهگل گسترش یافت که نیاز به استفاده از چوب را برای این قشر از مردم بیشتر می کرد. مردم روشهای مختلفی را برای تامین چوب مورد نیاز خود که هم برای ساخت خانه و هم برای گرمایش و مصارف دیگر بکار برده می شد، آزمودند از جمله حمل چوب بوسیله حیوانات اهلی و …

یکی دیگر از روشهایی که مردم برای حمل سریع و راحت چوب از آن استفاده می کردند، کمک گرفتن از جریان آب رودخانه ها بوده است.این امکان بلحاظ پهنای وسیع رودخانه چوبر در قسمتهای مختلف آن بخصوص ” للکه محله ” فعلی، باعث رونق حمل چوب از طریق رودخانه شد.

(البته علاوه بر اینکه از چوب برای مصارف گوناگون استفاده می شده، نوعی محصول اقتصادی هم به شمار می آمد چون روسها که از چوب درختان راش،گردو،توت و… برای اسلحه سازی استفاده می کردند، از طریق رودخانه چوب جنگلها را به دریا و سپس به روسیه منتقل می کردند.)

مردم چوب های مورد نیاز خود را به اندازه های مختلف در جنگل بوسیله اره های بزرگ فلزی ۲ ، برش وتقسیم بندی می کردند. (نمونه ای از این اره بزرگ فلزی، که یکی از راویان مرحوم از پدر بزرگش به ارث برده، در محل موجود است.)

آنها چوب های آماده را به نزدیک رودخانه می آوردند و سپس به جریان آب رودخانه می سپردند تا در قسمت های پایین تر آنها را از آب رودخانه جمع کرده و مورد استفاده قرار دهند.

ابتکار و گسترش این عمل باعث رونق فعالیت مردم این منطقه و سکونت در بخش های پایین تر کوهپایه ها یعنی ” للکه محله ” و ” بالا محله ” چوبر شد. بدین ترتیب افرادی هم که از مناطق همجوار به این منطقه یعنی چوبر می آمدند، آنجا را ” رود چوب بر ” یا همان چوبر می شناختند و اینگونه نام این منطقه چوبر شد.

بعدها با گسترش ساخت و ساز و ایجاد راهها و روشهای مختلف حمل و نقل، این روش حمل چوب از طریق رودخانه که به آن در اصطلاح محلی ” سلینتی ” می گفتند به کلی منسوخ شد.

عکس: امید رجبی پور

ساکنان اولیه چوبر:

قدیمی ترین مردمان چوبر در کوهپایه ها زندگی میکردند، که البته ئیلاق قشلاق جزو زندگی عادی آنها در زمستانها و تابستانها بود. طبق آخرین یافته های میدانی علیرضا شوکتی، در حدود ۲۰۰ سال پیش کمتر از ۱۲ خانواده پر جمعیت در قسمتهای مختلف غرب تالش زندگی میکردند که بخاطر نبود سجلی و شناسنامه هیچ اسم و نشان ثبت شده از آنها در دست نیست اما با گذشت زمان و از سالهای ۱۲۶۰ به بعد سه خانواده که به اسم سرپرست خانواده معروف بودند و بعدها مردم فرزندان آنها را با نام خود سرپرست می شناختند در سه قسمت بالا محله، للکه محله و دروار محله ساکن بودند.

در بالا محله قربانقلی، در دروار محله اوتاش و در للکه محله صوبی صاحب مال و اموال و فرزندانی بودند و بخش زیادی از مناطق چوبر شامل کوهها و کوهپایه ها به خانواده این سه نفر تعلق داشت و کسی جلگه ها و مناطق ساحلی را جزو زمین یا اموال خود نمی دانست. با افزایش تعداد خانوار ها تا سالهای ۱۲۸۰ کم کم ساکنان چوبر به ۱۰۰ نفر رسیده بود که چون هنوز شناسنامه نداشتند همدیگر را با نام ایل و طایفه می شناختند. بعنوان مثال نوه نتیجه های قربانقلی را قربان اوشاقی و نوه نتیجه صوبی را صبی اوشاقی می شناختند.

و به همین ترتیب که جمعیت زیاد میشد هر کسی را به اسم کوچک خاندانش صدا میکردند که بعدها این خاندان هم زیاد تر شد و تا سالهای ۱۳۰۰ و بعد از آن که برای مردم شناسنامه اجباری صادر شد.

بازماندگان قربانقلی در بالا محله شوکت، محمد، شریف، اسکندر و قلام (نه غلام (پدر بزرگم به این مسئله تاکید میکرد.)) بودند که قبل از ۱۳۰۰ ساکن مناطق جنگلی (بین کوههای گیلان و اردبیل و گاها مناطق کوهپایه ) می شدند.

بازماندگان صوبی یا صبی علی ، مراد، حسن، شاداب، حسام و عباد بودند و همینطور بازماندگان اوتاش در دروارمحله، حیدر، شدی ، محمد، عباس، حسین (حسی (یاحسن)) بودند.

حالا از هر یک از این افراد شاخه های زیادی بوجود آمد که حتی برخی از شناسنامه ها هم بنام اجدادشان صادر شده و گاهی هم به نسبت شغل و کسب و کارشان.

از سال ۱۳۰۰ به بعد که جمعیت در حال افزایش بود و شالیزارها و کسب و کارها در مناطق جلگه ایی رونق گرفته بود و جاده ایی باریک از کنار دریا، شهر تالش را به آستارا پیوند میزد، برخی از بازماندگان صبی بنامهای یعقوب، کریم سلیمان و انام اولین مغازه های خود را با فاصله ایی از هم در کنار جاده خاکی بنا کردند که بیشتر نمک، چای، پارچه، قند و ابزار آلات آهنی و چینی میفروختند./ت/علیرضا شوکتی


برچسب‌ها: قدیمی ترین ساکنان چوبر, دروار محله, بالا محله, تاریخچه چوبر
+ نوشته شده در  ۱۴۰۱/۱۲/۱۶ساعت 13:18  توسط علیرضا شوکتی چوبر  | 

آخرین دیدار با شهید رستمعلی شوکتی چوبر

photo_2017-03-11_18-00-03

هنوز در دنیای کودکانه منتظرم که برگردد

خدا نکند هیچ سرزمین و ملتی دچار جنگ و درگیری شود. همین امروز با همکار خبرنگارمان که تازه از عراق و سوریه برگشته بود، در مورد امنیت صحبت می کردیم میگفت ” ایران واقعا بهشت است چرا که امنیت در آن مثال زدنیست!” با خود فکر میکردم درست است که ایران امن است و آباد، اما برای این امنیت و آبادانی چه خونها و جوانانی که نداده ایم. جوانانی که هر یک آرزوها و رویاهایی داشتند اما رفتند و جان خود را فدا کردند تا ایران، سرزمین دلیران امن و آباد بماند. (روحشان شاد و یادشان همیشه گرامی!)

علیرضا شوکتی:

هنوز یکساله بودم و بنظر تازه راه می رفتم. آنزمان خبری از فرش ماشینی نبود و تزیین خانه ها همه با گلیم و جاجیم و فرش دستبافت بود. فرشها را اکثرا لوله کرده و گوشه دیوار می گذاشتند که در ایام عید و مراسمات و میهمانی ها پهن کنند. ما هم سر جمع دو تخته فرش داشتیم و یک گلیم بزرگ که آنزمان کلیه اموال و دارایی منقول و غیر منقولمان بحساب می آمد. مثل خواب یادمه که مردی خوش چهره و مهربان با صورتی کشیده و سبیل مرتب در حالی که تنها یک شکلات تافی کره ایی در کنار استکان کمر باریک و نعلبکی سفید قرمز خود داشت، آنرا برداشته و به سمت من گرفت. من یادم نیست شکلات را خوردم یا نه اما از لای فرشهایی که لوله کرده و به گوشه اتاق تکیه داده بودیم بیرون آمدم و با خوشحالی آن شکلات را گرفتم. او با اورکت خاکی رنگ و موها و ظاهری مرتب کنار پنجره نشسته بود و با مهربانی و حجب و حیای بی مانندش در آرامش کامل، با مادرم صحبت می کرد. گفتگو خیلی کوتاه بود یا شاید هم برای خداحافظی آمده بود… دو سه نفر دیگری هم بودند اما هیچکدام را بخاطر ندارم. نمیدانم بخاطر شکلات یا حس مهربانش بود که مرا مجذوب خود کرده بود چون وقتی بلند شد برود من بچه گانه گریه کردم که مرا بغل کرد و بوسید و گفت میرم بزوذی بر میگردم و شکلاتهای بیشتری برات میارم… او رفت و من سالها در دنیای کودکی خود منتظر آن چهره مهربان و خندانش بودم تا اینکه وقتی یک روز تابستان کارنامه ثلث سوم کلاس دوم ابتدایی ام را از مدیر “مدرسه شهید شوکتی” می گرفتم مرا به معلمان دیگر معرفی کرد و گفت ” ایشون علیرضا شوکتی، شاگرد ممتاز و برادرزاده شهید شوکتی هستند”… من تازه فهمیدم آن شخص کی بوده که من سالها در دنیای کودکانه خود با حسرت منتظرش بوده ام… آنروز من در تنهایی خود برایش خیلی گریه کردم اما او خیلی وقت پیش رفته بود ….

سالها گذشته و من از آن خاطرات معصومانه دنیای کودکانه و از آن فرشها و خانه و محل و شهر و دیار خاطره انگیزم فرسنگها فاصله گرفتم و در دنیای کار و رسانه و خبر گم شدم، اما یاد آن چهره مهربان و خندان را همیشه بیاد دارم و در دنیای کودک درونم هنوز خوش باورانه منتظرم که برگردد…

هرکس باید هیزم خود را می آورد

هوشنگ انام پور، پیشکسوت فرهنگی منطقه آستارا و تالش میگفت: ” شهید رستمعلی شوکتی وقتی شاگرد من بود از نظر اخلاق و رفتار تک بود. بطوریکه آنزمان گرمایش کلاسها با بخاری هیزمی بود و هرکس باید صبحها با خودش به مدرسه هیزم می آورد. یاد دارم او هر روز هیزم زیادی با خود از بالامحله چوبر به بازار (مدرسه) می آورد تا دیگران به زخمت نیافتند. در واقع او سهم دیگر بچه ها را هم می آورد در حالی که راهش از همه بچه ها دورتر و پرخطر تر بود چون مجبور بود چندین رودخانه پرآب را هم طی کند.

کسی که در رفاقت بی همتا بود

آقای ایرانمنش از همکلاسیهای سابق شهید شوکتی که اکنون کارمند نمایندگی BMW در آمریکاست به واسطه فیسبوک و تشابه اسمی من با آن شهید بزرگوار، پس از اینکه توانست با من تماس بگیرد چنان با گریه و افسوس از او یاد میکرد که من خود متاثر شدم.

او میگفت ما در حویق با هم هم کلاس بودیم. او همیشه با خود نان و پنیر محلی می آورد و همان را با همه تقسیم می کرد. میگفت رفتن هیچ کسی مثل شوکتی من و دوستانم را افسره و متاثر نکرد … حیف شد واقعا حیف شد که از بین ما رفت چون در رفاقت بی همتا بود.

یاد آخرین مرخصی و اشک پدر

اصلانعلی شوکتی در ذکز خاطره ایی از برادر خود میگوید: خاطره ای که از برادرم دارم برای اولین بار در اینجا بیان میکنم و آن اینکه، او هروقت به مرخصی می آمد پدرم موقع رفتنش می گفت پسرم برو به خدا سپردمت،دفعه آخر که به مرخصی آمده بود مرداد ماه بود و ما هم در ییلاق بودیم،شهید هم اکثرا با آقای حاج یحیی عبادیان رسول خادمی رفاقت میکرد،اینبار که میخواست از در بیرون برود،وقتی که خداحافظی کرد اشک توی چشمای پدرم حلقه زد و پدرم نتوانست بگوید << برو به خدا سپردمت>>، منم گریه ام گرفت، به دنبالش افتادم و آمدم خانه به اصطلاح قشلاقی، شب دو نفری آنجا ماندیم، صبح زود که میخواست برود من باز گریه ام گرفت، حدود دویست متر دنبالش دویدم، زیر دروازه عمویم ابراهیم شوکتی ایستاده و رو به من کرد و گفت: تو دیگه برو من میرم و دیگه برنمیگردم،گویی هم به ایشان الهام شده بود که شهید میشود هم به من و پدرم،بالاخره رفت..

همان شبی که در کرخه شهید شده شب حدود ساعت ۴ بود که یکدفعه تو خواب دیدم چشمای برادرم بسته شده از خواب پریدم و تا صبح خوابم نبرد، گویا همان شب شهید شده بود که در مورخه ۵۹/۸/۲۶ آوردند و به خاک سپردیم… (روحش شاد و یادش گرامی)

photo_2017-03-11_17-59-36

photo_2017-03-11_18-00-15


برچسب‌ها: شهید شوکتی, رستمعلی شوکتی, شهیدان چوبر, علیرضا شوکتی
+ نوشته شده در  ۱۴۰۱/۱۲/۱۶ساعت 13:14  توسط علیرضا شوکتی چوبر  | 

تاریخچه چوبر - علیرضا شوکتی چوبر

chobar-shokati-4-300x225

( تاریخچه شهر چوبر بخشی از پروژه تحقیقاتی من بوده که نزدیک به ۳ سال در تکمیل آن وقت گذاشتم و از منابع محلی و میدانی و کتابخانه ایی که الان دیگر در دسترس نیستند کمک گرفتم. بنابر این شایسته است که در استفاده از این مطالب منبع آن یعنی سایت چوبر ذکر شود./ با سپاس، شوکتی )

به گزارش چوبر نیوز، بی شک اکثر چوبری ها در ادامه اسم فامیلی خود پسوند چوبر را دارند و احتمالا” با این سوال هم که “چوبر یعنی چه؟ ” مواجه شده اند، اما شاید کمتر کسی باشد که معنی واقعی و پیشینه تاریخی آنرا بداند.

آنچه در تحقیقات محققان و نویسندگان بزرگ کشور در خصوص چوبر آمده است حکایت از آن دارد که پیدایش سکونت در چوبر نیز همزمان با سکونت تالشان در منطقه تالش بوده است. از جمله دکتر عبدلی و کریم آقاجانی از نویسندگان بزرگ کشور که مطالعات و تحقیقات زیادی در خصوص تاریخ و بخصوص تاریخ تالشان داشته اند، به این موضوع اشاره داشته اند.

با این حال تاکنون اطلاعات دقیق و محکمی در مورد پیشینه تاریخی نام چوبر وجود نداشته و مطلب قابل توجهی در خصوص نام چوبر یافت نشده است.

آنچه در پی می آید خلاصه ای از پرو‍‍ژه تحقیقاتی اینجانب ” علیرضا شوکتی ” در خصوص تالش و منحصرا” چوبر می باشد که از منابع موثق و مختلفی بصورت میدانی و کتابخانه ای در مدت ۵ سال جهت چاپ کتاب گردآوری شده و برای اولین بار در این جا منتشر می شود.

بر طبق این تحقیقات استقرار سکنه در منطقه چوبر ابتدا در سه منطقه و در کنار رودخانه اصلی چوبر بوده است. یکی از این مناطق در قسمت کوهستانی بنام قدیمی “روخان ” بوده و دو منطقه دیگر در قسمت کوهپایه بوده است و آنرا گیلان می گفته اند. افراد این مناطق ابتدا بصورت ییلاق قشلاق زندگی می کرده اند و به دامداری و کشاورزی مشغول بوده اند. اصطلاح گیلان به قسمتهای کوهپایه ای رشته کوههای پوشیده از جنگل بخش تالش گفته می شده که علاوه بر چوبر امروزی، سایر مناطق نوار ساحلی غرب گیلان را نیز در بر می گرفته است.

جالب اینکه موقعیت و داراییهای افراد کوهستانی نشین اغلب بهتر و بیشتر از افراد کوهپایه نشین بوده است.

به مرور زمان و با تسهیل زندگی جمعی، از سکونت افراد کوهستانی نشین کاسته و به افراد کوهپایه نشین که بیشتر به کار کشاورزی مشغول بوده اند افزوده شده است. ضمن اینکه از استانهای همجوار یعنی اردبیل نیز افراد زیادی به مناطق کوهپایه ای و جلگه ای غرب گیلان کوچ کردند وآنها اکثرا” به کار آهنگری و تجارت و بعضا” کشاورزی مشغول بودند.

بدین ترتیب با کوچ آنها به سمت کوهپایه ها و اطراف رودخانه ها، ساخت سکونتگاههایی از چوب وکاهگل گسترش یافت که نیاز به استفاده از چوب را برای این قشر از مردم بیشتر می کرد. مردم روشهای مختلفی را برای تامین چوب مورد نیاز خود که هم برای ساخت خانه و هم برای گرمایش و مصارف دیگر بکار برده می شد، آزمودند از جمله حمل چوب بوسیله حیوانات اهلی و …

یکی دیگر از روشهایی که مردم برای حمل سریع و راحت چوب از آن استفاده می کردند، کمک گرفتن از جریان آب رودخانه ها بوده است.این امکان بلحاظ پهنای وسیع رودخانه چوبر در قسمتهای مختلف آن بخصوص ” للکه محله ” فعلی، باعث رونق حمل چوب از طریق رودخانه شد.

(البته علاوه بر اینکه از چوب برای مصارف گوناگون استفاده می شده، نوعی محصول اقتصادی هم به شمار می آمد چون روسها که از چوب درختان راش،گردو،توت و… برای اسلحه سازی استفاده می کردند، از طریق رودخانه چوب جنگلها را به دریا و سپس به روسیه منتقل می کردند.)

مردم چوب های مورد نیاز خود را به اندازه های مختلف در جنگل بوسیله اره های بزرگ فلزی ۲ ، برش وتقسیم بندی می کردند. (نمونه ای از این اره بزرگ فلزی، که یکی از راویان مرحوم از پدر بزرگش به ارث برده، در محل موجود است.)

آنها چوب های آماده را به نزدیک رودخانه می آوردند و سپس به جریان آب رودخانه می سپردند تا در قسمت های پایین تر آنها را از آب رودخانه جمع کرده و مورد استفاده قرار دهند.

ابتکار و گسترش این عمل باعث رونق فعالیت مردم این منطقه و سکونت در بخش های پایین تر کوهپایه ها یعنی ” للکه محله ” و ” بالا محله ” چوبر شد. بدین ترتیب افرادی هم که از مناطق همجوار به این منطقه یعنی چوبر می آمدند، آنجا را ” رود چوب بر ” یا همان چوبر می شناختند و اینگونه نام این منطقه چوبر شد.

بعدها با گسترش ساخت و ساز و ایجاد راهها و روشهای مختلف حمل و نقل، این روش حمل چوب از طریق رودخانه که به آن در اصطلاح محلی ” سلینتی ” می گفتند به کلی منسوخ شد.

ساکنان اولیه چوبر:

قدیمی ترین مردمان چوبر در کوهپایه ها زندگی میکردند، که البته ئیلاق قشلاق جزو زندگی عادی آنها در زمستانها و تابستانها بود. طبق آخرین یافته های میدانی علیرضا شوکتی، در حدود ۲۰۰ سال پیش کمتر از ۱۲ خانواده پر جمعیت در قسمتهای مختلف غرب تالش زندگی میکردند که بخاطر نبود سجلی و شناسنامه هیچ اسم و نشان ثبت شده از آنها در دست نیست اما با گذشت زمان و از سالهای ۱۲۶۰ به بعد سه خانواده که به اسم سرپرست خانواده معروف بودند و بعدها مردم فرزندان آنها را با نام خود سرپرست می شناختند در سه قسمت بالا محله، للکه محله و دروار محله ساکن بودند.

در بالا محله قربانقلی، در دروار محله اوتاش و در للکه محله صوبی صاحب مال و اموال و فرزندانی بودند و بخش زیادی از مناطق چوبر شامل کوهها و کوهپایه ها به خانواده این سه نفر تعلق داشت و کسی جلگه ها و مناطق ساحلی را جزو زمین یا اموال خود نمی دانست. با افزایش تعداد خانوار ها تا سالهای ۱۲۸۰ کم کم ساکنان چوبر به ۱۰۰ نفر رسیده بود که چون هنوز شناسنامه نداشتند همدیگر را با نام ایل و طایفه می شناختند. بعنوان مثال نوه نتیجه های قربانقلی را قربان اوشاقی و نوه نتیجه صوبی را صبی اوشاقی می شناختند.

و به همین ترتیب که جمعیت زیاد میشد هر کسی را به اسم کوچک خاندانش صدا میکردند که بعدها این خاندان هم زیاد تر شد و تا سالهای ۱۳۰۰ و بعد از آن که برای مردم شناسنامه اجباری صادر شد.

بازماندگان قربانقلی در بالا محله شوکت، محمد، شریف، اسکندر و قلام (نه غلام (پدر بزرگم به این مسئله تاکید میکرد.)) بودند که قبل از ۱۳۰۰ ساکن مناطق جنگلی (بین کوههای گیلان و اردبیل و گاها مناطق کوهپایه ) می شدند.

بازماندگان صوبی یا صبی علی ، مراد، حسن، شاداب، حسام و عباد بودند و همینطور بازماندگان اوتاش در دروارمحله، شدی ، محمد، عباس، حسین (یاحسن) بودند.

حالا از هر یک از این افراد شاخه های زیادی بوجود آمد که حتی برخی از شناسنامه ها هم بنام اجدادشان صادر شده و گاهی هم به نسبت شغل و کسب و کارشان.

از سال ۱۳۰۰ به بعد که جمعیت در حال افزایش بود و شالیزارها و کسب و کارها در مناطق جلگه ایی رونق گرفته بود و جاده ایی باریک از کنار دریا، شهر تالش را به آستارا پیوند میزد، برخی از بازماندگان صبی بنامهای یعقوب، کریم سلیمان و انام اولین مغازه های خود را با فاصله ایی از هم در کنار جاده خاکی بنا کردند که بیشتر نمک، چای، پارچه، قند و ابزار آلات آهنی و چینی میفروختند.


برچسب‌ها: تاریخچه چوبر, چوبر کجاست, قدیمی های چوبر, مردم چوبر
+ نوشته شده در  ۱۴۰۱/۱۲/۱۶ساعت 13:9  توسط علیرضا شوکتی چوبر  | 

سخنی کوتاه در خصوص موسسه انفاق مهر چوبر

با نام و یاد خدا

سلام و عرض ادب دارم خدمت شما بزرگواران
و تبریک عرض میکنم این اعیاد مبارک را ، انشاا…که طاعات و عبادات شما عزیزان مورد قبول حق تعالی قرار گرفته باشد.

من اصولا سخنران خوبی نیستم، و به نسبت کارم باید سخنرانی دیگر عزیزان را خوب ثبت و ظبط کنم تا برای دیگر عزیزان پخش و منتشر کنیم.

امام جمعه محترم، حاج آقا غضنفری، مطالب خوب و پر محتوایی را در خصول انفاق و بخشش بیان فرمودند که جای تشکر و قدردانی دارد.
و البته بخشی از مطالبی که من میخواستم خدمت شما عرض کنم، ، به زیبایی و با زبان شیوای خود، فرمودند.
و در واقع بنوعی ما را خلع سلاح کردند.

از قاری قرآن و همچنین مجری با اخلاق و با سواد منطقه مون هم نهایت سپاس را دارم.
من زیاد وقت شما را نمیگیرم و فقط دو نکته مهم بنظرم ضروری آمد که در اینجا خدمت شما بزرگواران عرض می کنم.

چوبر

اول اینکه:
عزیزان و بزرگواران من،
موسسه خیریه متعلق به شخص یا محل یا قوم و قبیله خاصی نیست. بلکه این موسسه با همان نیت خیرخواهانه، متعلق به همه شما مردم خوب و بزرگواریست که قلبی بزرگ و دستی بخشنده دارید.
عزیزان من:
انفاق و بخشش فقط پول و مادیات نیست، بلکه هر آنچه در راه رضای خدا خالصانه برای مردم نیازمند انجام دهی انفاق است.
نمونه اش همین حضور شما بزرگواران در این جمع است که با صرف وقت گرانقیمت خود در این جمع حضور یافتید تا در جهت توسعه این بنگاه مهربانی سهیم شوید.
وقتی در جمع هایی از این عمل خوا پسندانه به نیکی یاد می کنید و از آن حمایت می کنید یعنی انفاق کردید، و لطفی بزرگ در حق کودکی نیازمند و یا مادری دردمند که امیدش بدستان پر برکت خیرین و اعضای پر مهر این موسسه دوخته است کردید.
بنابراین حمایت معنوی شما از موسسه خیریه نیز در حکم همان کمک های نقدی است که در صندوق امانات می ریزید.
البته جا دارد من نهایت تشکر و قدردانی خودم را از شما حضار محترم، اعضاء گرانقدر موسسه، روحانیون عزیز، امامان جمعه و هیات امناء مساجد که خالصانه برای حمایت از این موسسه تلاش می کنید، داشته باشم.

اما نکته دوم:
خیلی ها برای موسسه زحمت می کشند. کارکنان زحمتکش، هیات مدیره پرتلاش و خستگی ناپذیر و همچنین مدیر عامل محترم که میدانم در این چند وقت، و هربار که برنامه ایی قرار است برگزار شود چه فشاری را تحمل می کند.
من خودم از نزدیک شاهدم که ایشان از وقت و جان و مال خود مایه میگذارد تا برنامه های موسسه سرجای خودو با نظم اجرا شوند. از برگزاری منظم همایش گرفته تا گرفتن وقت دکتر و همراهی بیماری که از موسسه معرفی شده تا زمات ترخیص.
آقای نصرتی خودشون بزرگ هستند و همه را هم بزرگ می بینند. اخیرا مطلع شدم با حمایت و همراهی هیات مدیره محترم، با طرح برنامه ایی قصد معرفی و تقدیر از خیرین، پیشکسوتان، زحمتکشان و چهره های علمی، ورزشی و فرهنگی منطقه را دارند که کار بسیار خوب و ارزشمندی است.

اما هیچ وقت اجازه نداده و نخواسته اند که از ایشان بعنوان تقدیر و تشکر نام ببریم.
چه در برنامه ها و همایش های موسسه و چه در برنامه ها و اخبار صدا و سیما.
چرا که معتقدند این موسسه مال مردم است و از خود مردم باید تقدیر شود نه از خادمین موسسه.
هرچند میدانم که ایشان حاضر نیست حتی نامشان را هم به این منظور عنوان کنم، اما از شما بزرگواران می خواهم، ما هم تقدیر کوچکی از ایشان داشته باشیم.
و این را هم نیک میدانم که برای ایشان هیچ تقدیری بهتر از این نیست که با ذکر صلوات و فاتحه ایی یاد پدر و مادر مرحومشان را گرامی بداریم.
پس با ذکر یک صلوات که هم پایان بخش عرایض بنده باشد، فاتحه ایی بخوانیم برای شادی روح تمامی درگذشتگان شما بزرگواران و همچنین پدر و مادر جناب نصرتی عزیز.
والسلام.


برچسب‌ها: انفاق مهر چوبر, موسسه خیریه چوبر, چوبر, خیریه چوبر
+ نوشته شده در  ۱۴۰۱/۱۲/۱۶ساعت 13:4  توسط علیرضا شوکتی چوبر  | 

بیوگرافی “علیرضا شوکتی” مجری و خبرنگار صدا و سیما

“به همان نسبت که خبرنگاری شغلی جذاب، پرشور و متنوع هست به همان نسبت هم پرحاشیه و خطرناک است. هرچند در ایران شاید این خطرات کمتر باشد اما حذف فیزیکی خبرنگاران تنها یکی از چالش های پیش روی آنان در دنیا است. بنابر این دوستانی که می خواهند وارد این حرفه شوند باید بدانند که کسی برای خبرنگاران فرش قرمز پهن نمی کند اما یک اشتباه ممکن است زندگی آنها را زیر و رو کند.” اینها بخشی از صحبت های علیرضا شوکتی مجری و خبرنگار صدا و سیما است که مشروح این گفتگو را در زیر می خوانید:

با سلام و عرض احترام خدمت شما لطفا در ابتدا معرفی مختصری از خود داشته باشید و بفرمایید کار خبرنگاری را چه زمانی و از کجا شروع کردید؟

من علیرضا شوکتی هستم و ۲۰ تیر ماه ۵۸ در چوبر تالش بدنیا آمدم. و تحصیلات ابتدایی را در همان چوبر و دوره متوسطه را در دبیرستان حکیم نظامی آستارا به پایان رساندم. و جالب است بدانید که از کلاس پنجم ابتدایی فعالیت مطبوعاتی را با ارسال کاریکاتور برای ” مجله گل آقا ” و دیگر نوشته های کوتاه برای مجلات ” رشد ” آغاز کردم. و در دوره دبیرستان هم بطور جدی همکاری با روزنامه “ایران” و “همشهری” را ادامه دادم. اما همکاری با مجله ” ایران جوان ” اوج موفقیت و فعالیتم در مطبوعات بود بطوریکه در عرض یک سال یعنی سال ۷۷ موفق به کسب عنوان خبرنگار برتر سال شدم.

همچنین همان سال با شرکت در مسابقات راپمی ( کشورهای حوزه خلیج فارس ) بعد از نماینده کویت من از ایران دوم شدم که از طرف معاونت وقت رییس جمهور، (خانم ابتکار) تقدیر شدم.

قبولی در دانشگاه هنر تهران سکوی پرتاب من به سمت صدا و سیما شد و از سال ۸۳ وارد باشگاه خبرنگاران جوان شدم که در ادامه هم همزمان با ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد در رشته علوم ارتباطات دانشگاه صدا و سیما، بعنوان مجری برنامه مثلث شبکه خبر و سپس برنامه ترکیبی “همت و برکت” و بعد از آن هم برنامه اقتصادی تیمچه را در شبکه یک اجرا می کردم که نصفه کاره ماند اما همکاری با شبکه خبر ادامه یافت تا اینکه سال 95 با تاسیس شبکه ایران کالا که تنها شبکه اقتصادی ایران بود به مدت 5 سال بعنوان خبرنگار و مجری برنامه های زنده این شبکه بودم. در سال 1400 و همزمان با تغییرات ساختاری در تجمیع خبرنگاران در ساختمان شیشه ایی صدا و سیما، بعنوان خبرنگار خبرگزاری صدا و سیما در حوزه اقتصادی، اجتماعی و فناوری و کشاورزی فعالیت می کنم.
علاوه بر اینها، من عضو هیئت موسس خوابگاهداران غیر دولتی کشور هستم که از سال 93 در کشور فعال بوده و در حال حاضر نایب رئیس خوابگاهداران غیر دولتی کشور هستم.

در بخش خصوصی هم از سال 1396 مدیر عامل شرکت خدمات ورزشی هیگر بودم که اساس کار این شرکت که برادران نیکویی بنیانگذار این شرکت ورزشی بازرگانی بودند، ساخت مجموعه بازی کودکان در پارکها و بوستانها و همچنین مجموعه باشگاههای ورزشی بود.

آیا علاقه مندی به حرفه خبرنگاری تنها انگیزه شما برای انتخاب این شغل بود یا اهداف دیگری نیز داشتید؟

من از بچگی چنان علاقه ایی به اخبار تلویزیون ، مطبوعات و روزنامه داشتم که به خانواده ام میگفتم بجای لباس یا اسباب بازی برایم مجله یا روزنامه بخرند. چون مطبوعات آن زمان کمیاب بود، صفحات رنگی مجلات یا روزنامه کهنه هایی که موقع خرید وسایل روزانه خونه، به این اقلام می پیچیدند من درخانه جدا کرده و کنار هم می چیدم که بخوانم یا عکسهایشان را نگاه کنم. آن زمان گوشت و مواد غذایی را فروشنده در روزنامه یا برگه های مجله می پیچید، و هر وقت پدرم گوشت می خرید،قبل از همه سراغ اون تکه روزنامه ها می رفتم و آنها را جمع می کردم. بطور کلی علاقه شدیدی به اخبار و گزارش های خبری داشتم و هنوز هم با اشتیاق کارهای موفق و گزارشهای تصویری و ایرانی و خارجی بخصوص کارهای ” پروفسور نایل فرگوسن ” را با جدیت دنبال میکنم.

از شبکه ایی که کار می کنید کمی توضیح دهید.

در حال حاضر خبرنگار و مجری شبکه ایران کالا هستم. این شبکه اولین شبکه تلویزیونی اقتصادی ایران است که در جهت حمایت از تولید داخلی و معرفی ظرفیت ها و توانمندی تولیدکنندگان ایرانی و همچنین معرفی مناطق گردشگری ایران فعالیت می کند. در بخشی از برنامه های این شبکه “پایش پلاس” یا “وقت کار” را داریم که به روشی ساده راههای کسب و کار را به علاقمندان با حداقل سرمایه اموزش می دهد. در بخشی دیگر با عنوان “ایستگاه” ضمن معرفی مناطق گردشگری و تفریحی کشور، با نوآوری های دانش پزشکی و گردشگری سلامت آشنا می شویم. از ساعت ۱۰ صبح تا ۱۸ عصر، هر دو ساعت آخرین خبرها و رویدادهای اقتصادی پخش می شود. اکثر نمایشگاهها و رویدادهای اقتصادی در حال اجرا بصورت زنده از این شبکه اطلاع رسانی می شود و …

ریاست این شبکه بر عهده دکتر زابلی زاده است که از پایه گذاران شبکه خبر بوده و در طی این مدت، شبکه ایران کالا را به یک شبکه متفاوت و جذاب در کشور تبدیل کرده که روز به روز به بینندگان آن اضافه می شود.

یک روز کاری یک خبرنگار چگونه می گذرد؟

خبرنگاری یک شغل پیوسته است و روز و شب ندارد. چون همواره در اتفاقات خوشایند و ناخوشایند در حال تکاپو است. در اتفاقاتی مثل حادثه پلاسکو یا زلزله، فوتبال و… مرتب باید در حال کشف و ضبط اتفاقات و رویدادها باشد تا برای بینندگان و شنوندگانی که هر لحظه منتظر خبرهای تازه هستند، مخابره کرده و نگرانی ها را کم کند.

اما در حالت عادی هم این شغل استرس زیادی دارد. وقتی قرار است در یک برنامه ایی گفتگو یا مصاحبه داشته باشیم، ترس از اینکه تجهیزات مشکل فنی پیدا کند یا زمان از دست برود و یا اینکه حتی مهمان از دست برود وجود دارد. بطوریکه خیلی وقت پیش در یک برنامه زنده تلویزیونی که همه امکانات و شرایط برای یک گفتگوی کوتاه مهیا شده بود ۱۰ ثانیه مانده به پخش، مهمان به دلایلی انصراف داد و موجی از استرس وجودمان را گرفت که با درایت تهیه کننده موضوع ختم به خیر شد و با یک پلاتو جمع کردیم که بعدا دیدیم برنامه زیبایی هم شده.

آیا ماهیت حرفه خبرنگاری ویژگی ها و اهمیت آن برای مردم و مسئولان به اندازه کافی شناخته شده هست؟

نه بطور کامل. هنوز در کشور ما خبرنگاران به جایگاهی که باید باشند نرسید ه اند. برخی نگاهها و دروازه بانی ها باعث شده خلاقیت خبرنگاری مغمول واقع شود. البته خبرنگاری شرایط و ویژگیهایی دارد که بر خواسته از شخصیت، هویت و ذات فرد است و هر کسی را هم نمی توان خبرنگار نامید. از طرف دیگر بارها شاهد برخور نامناسب برخی مدیران و مسئولان با خبرنگاران بوده ایم که در نهایت با یک عذر خواهی سر و ته قضیه را هم می آورند و راحت از کنارش گذشته اند، غافل از اینکه بسیاری از همین مسئولان از دریچه دوربین همین خبرنگاران و رسانه ها به جامعه معرفی شده اند و رشد کرده اند. چندی پیش به یکی از وزرا که زمانی چندان از خبرنگاران خوشش نمی آمد گفتم : “جناب وزیر آیا هنوز هم نمی خواهید جواب خبرنگاران را بدهید؟” گفت: “ما که به شما ارادت داریم. چرا که یک جامعه پویا و موفق همیشه به خبرنگاران منصف نیازمند است. اما مسئولیت پیچیدگی خودش را دارد که برخی خبرنگارنماها با غرض ورزی آن را پیچیده تر می کنند.”

وضعیت استان گیلان به لحاظ انجام کارهای خبری و رسانه ای نسبت به دیگر استان ها چگونه است؟

از نظر مطبوعات، فکر میکنم استان گیلان در سطح کشور، جزو سه استان برتر رسانه ایی کشور باشد و میزان علاقمندی و استقبال مردم گیلان هم به نسبت بیشتر هست شاید این بخاطر وجود سیاستمداران و فرهیختگان علمی است که در این استان زیسته اند و یا مشغول فعالیت بوده اند. بزرگانی چون میرزا کوچک، نیما یوشیج، کیومرث صابری و … که بطور ضمنی در ارتقاء سطح سواد رسانه ای و مطبوعاتی منطقه گیلان موثر بوده اند.

سیاست های کلی دولت در رابطه با خبرنگاران از نظر شما چگونه است ؟ آیا دولت حمایت و توجه لازم را از این قشر به عمل می آورد؟

بله سیاست های دولت حکایت از همراهی با خبرنگاران است بطوریکه پس از استقرار دولت به ارگانهای ذیربط بخشنامه ایی صادر شد مبنی بر عدم تعقیب و شکایت از خبرنگاران که نمونه واضح آن در سازمان میراث فرهنگی بود.

من در دوره ایی رابط خبری میراث فرهنگی و صدا و سیما بودم این سازمان در دوره های گذشته یکی از پرحاشیه ترین و خبر ساز ترین ارگانهای دولتی بود و خبرنگاران زیادی بخاطر برخی خبرهای منتشره، از طرف سازمان میراث فرهنگی دچار مشکل شده بودند که در دولت جدید تمام آن پرونده ها و شکایات بدور ریخته شد و خبرنگاران اکنون بدون هیچ محدودیت و مشکلی سخت ترین گزارشهای خود را تهیه میکنند. من فکر میکنم این اتفاق خوشایندی است که امروزه در حوزه خبر و رسانه اتفاق افتاده است چرا که شفافیت، آگاهی و دانستن حق همه شهروندان است و با توجه به تحولات خوبی که اتفاق افتاده “جریان آزاد اطلاعات” در کشورمان در حال شکل گیری است.

اما باز هم تاکید میکنم که شغل خبرنگاری چیزی نیست که در قلم و کاغذ یا لوگوی شبکه ایی خلاصه شود، شخص خبرنگار باید اخلاق خبرنگاری داشته باشد.

photo_2016-07-05_16-08-09

به عنوان یک خبرنگار برای جوانانی که به تازگی قصد ورود به این حرفه را دارند چه توصیه ای دارید؟

حرفه خبرنگاری بنظرم یکی از سخت ترین و پرخطرترین فعالیت های انسانی در دوران امروزی است. سالها پیش همکاری ذاشتیم که در جریان جنگ بوسنی هرزه گوین و سارایوو صحنه هایی از کشتار را دیده بود که وقتی برگشت بکلی روحیه اش عوض شد و نه تنها شغل خود را از دست داد بلکه دچار بحران های شدید روحی شد.

منظورم این است که شاید ما در ظاهر یک خبرنگار مشهور و چهره را بشناسیم اما در پشت این چهره ممکن است مسائل روحی، تصاویر ذهنی، خاطرات و تعهدات اخلاقی، تهدید، ارعاب ، شکنجه و … نهفته باشد.

میخواهم بگم به همان نسبت که این شغل جذاب پرشور و متنوع هست به همان نسبت هم پرحاشیه و خطرناک است. شاید در ایران این خطرات کمتر باشد، اما حذف فیزیکی خبرنگاران تنها بخشی از چالش های پیش روی آنان در دنیا است . بنابراین دوستانی که می خواهند وارد این حرفه شوند باید بدانند که کسی برای خبرنگاران فرش قرمز پهن نمی کند اما یک اشتباه ممکن است زندگی آنها را زیر و رو کند.

به غیر از این کسانی که علاقمندند این حرفه را ادامه دهند حتما باید اطلاعات و سواد خبرنگاری خود را بالا ببرند سرعت، دقت و صحت سه اصل مهم برای موفقیت در خبر نگاری است.

آیا از فعالیتتان خاطرات تلخ و شیرین هم در ذهن دارید؟

برای شخص من بدترین زمان حالتی است که خبر یا گزارشی را با اشتیاق کار کرده باشم اما بخاطر مسایلی چون پر شدن کنداکتور، جابجایی و دروازه بانی خبر و … پخش نشود. این اتفاق قبلا که در بخشهای دیگر سازمان کار می کردم زیاد بود اما اکنون فضا خیلی بهتر شده است. شاید دلیلش مبتدی بودن و ناپختگی کارم بود. با این حال دنیای خبرنگاران پر از خاطرات تلخ و شیرین است.

زیباترین خاطره ام مربوط به همان سالی ات که در عین ناباوری و در اوج مشکلات بعنوان خبرنگار برتر سال انتخاب شدم.

و بدترین خاطر ه ام مربوط به زمانی است که در جریان تهیه گزارش خبری از مناطق آب درمانی اطراف سرعین دچار مار گزیدگی شدم و بخشی از زندگی ام مدتی تعطیل شد. اما جان سخت بودم که باز هم به زندگی برگشتم. شاید این لطف خدا و دعای دوستدارانم بود.

چه چیزی شما را در زندگی اذیت می کند؟

من بر خلاف شغلم در ظاهر معمولا آرام و ساکت هستم، اما همواره در ذهن و دلم غوغایی به پاست. یک اتفاق کوچک خیلی منقلبم می کند اما چون ظاهرا خونسردم کسی متوجه به هم ریختگی درونم نمی شود.

به شدت و با سرعت موضوعات و رویدادهای اطرافم را تحلیل و بررسی می کنم. و این انرژی زیادی از من می برد. شاید برای برخی اطرافیانم جای تعجب و شاید هم آزار باشد که چرا من اینقدر خونسردم. اما کسانی که با من همراه و همکار بوده اند ثمره این اخلاقم را هم دیده اندکه چقدر به سود گروه ما بوده است.

در زندگی همیشه مثبت اندیش بوده ام و خوشبین، و قدردان آنهایی هستم که دارم، اما همیشه بخاطر عزیزانی که از کنارم رفته اند دلگیر و ناراحتم. و این سخت ترین قسمت زندگی است.

حرف پایانی شما با مخاطبین؟

من هیچ وقت اوقاتم را صرف کارهای پوچ و بیهوده نکردم. هدفی را مشخص کرده ام که برای رسیدن به آن در تلاش و کوشش هستم. معتقدم هر انسانی برای هدفی پا به این جهان گذاشته که باید برای انجامش نهایت تلاش خود را بکند، یا می رسد یا می رود و سرنوشت به دیگری می سپارد. من هدفم کمک به انسان و انسانیت است با هر توان و تا هر زمانی که بتوانم.

برای تک تک مخاطبان عزیزی که وقت با ارزش خود را برای خواندن این مصاحبه گذاشتند آرزوی تندرستی و شادمانی دارم. و اینکه تک تکشان در نظرم عزیز گرامی و محترمند.


برچسب‌ها: علیرضا شوکتی, خبرنگارچوبر, خبرنگار جنجالی, شوکتی چوبر
+ نوشته شده در  ۱۴۰۱/۱۲/۱۶ساعت 12:58  توسط علیرضا شوکتی چوبر  | 

 «انسانیت» و «خوب» بودن، همواره هدف اصلی زندگی من بوده است

انسانهای بزرگ قیـافه ای بزرگ ندارند آنها روحـی بزرگ و قلبی به وسعت دریا دارند که با اعمال و رفتارشان دیگران را تحت تاثیر خود قرار می دهند. ما روزانه انسانهای زیادی را در خیابان ، فروشگاه ، مترو یا حتی کنار دست خودمان در اتوبوس و تاکسی می بینیم اما چقدر آنها را می شناسیم و از نیتشان باخبریم. در میان همین آدمها، افرادی هم هستند که انسانیت واقعی را برای خود معنی کرده و حتی اخلاق و رفتارشان الگویی است برای خیلی ها. برای شناخت این انسانها حتما نباید مدل ماشین یا سند شش دانگ خانه شان را جستجو کنی! کافی است تلنگری کوچک به دیوار دلشان بزنی تا بازتاب آن را در افکار، عقیده و اندیشه‌های وی ببینی ! دقیقا همان تلنگری که بطور ناخودآگاه در قسمت « نظرات » توسط یکی از مخاطبان به عزیزی بنام « عادل بقایی » زده شد تا بهانه ایی شود برای یک گپ دوستانه که نتیجه آنرا در متن زیر می خوانید. با این توضیح که این گفتگوی جذاب و خواندنی را بنا به خواست تعداد زیادی از مخاطبان، خود آقای شوکتی با وی انجام داده اند و مسئولیت تنظیم و انتشار آن با من بوده است.

شما خودتان را چگونه به مردم معرفی می کنید؟

بنام خدا باسلام به ملت شریف چوبر، بنده حقیر عادل بقائی ، شهریور ماه سال ۱۳۵۲در للکه محله چوبر بدنیا آمدم و سومین فرزند خانواده هستم، زمان تولد ما بخاطر کمبود امکانات شرایط مناسبی نبود و باسختی بزرگ شدیم.

دوران تحصیل شما کجاها گذشت، و چه جوری؟ چه خاطراتی بیاد دارید و همکلاسی ها و دوستان آن دورانتان چه کسانی بودند؟

دوران تحصیل ما فراز و نشیب های زیادی دشت، از چوبر گرفته تا لیسار،آستارا و نهایتاً تهران. پایه ابتدائی در دبستان شهید عضدی للکه محله و شهید احمد عزتی و دوران راهنمائی هم در امت چوبر سپری شد. دوستان و همکلاسی های آن دوران زیاد هستن! به مختصر آقایان،احمداژدری ،علیرضا رنگینی ، بابک میکائیلی ،فرشادحسن پور، محمودحسن پور، حکم ا.. رحیمی که قاری قران بود وصدای خوبی هم داشت . رضا رزاقمنش ،فریدون عزیزوند،فرشاداکبری و دیگر عزیزانی…که از احوالاتشان خبر ندارم و امیدوارم صحیح سالم باشند.

من خط و نقاشی های نسبتاً خوبی داشتم! و این هنر را بیشتر با شکوفه انار در دیوار حیاط مدرسه تمرین می کردم! که یه روز آقای حیدرنیا (مدیر) ما را گرفت و یه اسکاچ و یه آفتابه آب داد دستم و گفت هرچه در دیوار نقاشی و نوشته هست تمیز کن! که ما تا نصف روز فقط داشتیم دیوار می شستیم و به این ترتیب بود که دیگه این هنر را در درو دیوار مدرسه تمرین نکردیم !

معمولا هر کسی در دوران کودکی علاقمند به شغلی آرمانی است ، شما چه شغلی مد نظر داشتید؟

البته در آن دوران فکر و خیال ما رهایی از بند مشلات بود! ، و در فرصت کوتاهی که پیش می آمد به داشتن شغل خوب هم فکر می کردیم! مثلاً: زندگی کارمندی را که در فیلمها می دیدیم ،البته هدف کارگردان روشن بود به نوعی می خواست مشکلات این زندگی را به تصویر بکشد، ولی برای ما این چنین زندگی و شغل از ایده ال ها بود، به نوعی برداشت ما کودکان مافوق تصور کارگردان فیلم بود . در صورتیکه کارگردان زندگی ما خدا بود! و مارا اینگونه هدایت کرد و امیدوارم در این مسیر اصلی زندگی که لطف خدا بوده گمراه نشویم.

کجا ساکن هستید و چند تا فرزند دارید؟

سال ۷۱ برای خدمت سربازی به تهران آمدم و بعد از آن هم در اینجا ماندگار شدیم ، ماندنمان در تهران خوب معلومه!! بخاطر همسرم بود!(البته این مثال قدیمی ها اینجا صدق می کند که گفتند تا ازدواج نکردی معلوم نمی کنه اهل کجایی) در سال ۷۵ هم ازدواج کرده و اکنون ۲ فرزند دارم. البته این مثال برای ما صدق نمی کند ما همچنان چوبری هستیم!

الان به چه شغلی مشغولید و آیا به ان هدف یا آرمانی که از کودکی مد نظرتان بود نزدیک شدید یا نه؟

در بانک مشغول هستم. شکر خدا آنچه در مورد نیازهای اولیه زندگی مدنظر بود با لطف خدا به آن رسیدیم. و اما هدف که یک انتخاب خیلی مهم در زندگی بشریت است خود جهت های مختلفی دارد لذا یک ابزاری است برای رسیدن به آرمان حالا این آرمان معنوی است یا دنیوی بستگی به نوع تفکرات فرد دارد، بنده سعی کردم «خوب» بودن و «انسانیت» را در همه بعد زندگی چه در نداری! و بی نیازی! هدف خود قرار دهم و همواره تلاش می کنم که به آن نزدیک شوم.

شما یکی از مخاطبان پر و پا قرص سایت چوبر نیوز هستید، چطور با این سایت آشنا شدید؟

ازطریق وبلاگ شما ! این سایت کار بسیار ارزشمندی است از شما و همه دست اندر کاران تشکر می کنم.

نظرات شما با اینکه مخالفان و موافقان زیادی دارد اما همچنان پر طرفدار است ، بطوریکه یکی از مسئولین می گفت من هر وقت وارد سایت شوم اول بدنبال نظرات بقایی و سپس مهناز می روم، فکر می کنید دلیلش چیست؟

البته که دلیل اولش وجود این سایت است! که توانسته جای خالی خود را در شهر چوبر پر و اینگونه مخاطبان خود راجذب کند. چون اگر سایتی نبود و یا وسیله ای برای درج اخبار نبود خوب به مراتب نظری هم از من یا از دیگر ان گذاشته نمی شد. پس ابتدا باید از بانیان این کار تشکر کرد که با فراهم کردن این امکانات توانستیم ابراز نظر کنیم ، بنده از همه مخاطبان چه مخالف و موافق و مسئول محترم که به نظرات بنده و سایر عزیزان اشراف دارند تشکر می کنم و امیدوارم از باز گویی نظرات و انتقادات دلگیر و دلخور نباشند، با اینکه نظرات باید سنجیده باشد تا اثر کند!

فکر می کنید آگر مسئول سایت بودید چه می کردید که الان نشده؟

من در این کار تخصص ندارم ، و می توانم چند پیشنهاد برای عوامل جمع آوری اخبار و ثبت گزارشها داشته باشم که گزارشهای میدانی را گسترش دهند و پیگیر طرحهای مصوب و اقدامات مسئولین امر باشند و همچنین نقطه به نقطه چوبر را زیر پوشش خبری خود قرار دهند.

وضعیت فرهنگی چوبر را چگونه ارزیابی می کنید؟

مردم چوبر از لحاظ فرهنگی بسیار غنی هستند، اما مسائلی موجب شده از فرهنگ اصیل خود فاصله بگیریم ! اجازه دهید یه مقدار باز تر صحبت کنیم ! چوبر هم مثل سایر شهرهای مرزی به لحاظ جغرافیایی و قرار گرفتن در همسایگی کشورهای نسبتاً اروپایی به مراتب از تهاجم فرهنگ غربی آسیب هایی را متحمل شده! و نوع زندگی و نگرش بعضی از افراد را متاثر کرده!. نکته حایز اهمیت و ضروری این است که متولیان فرهنگی در این چنین شهرها باید بیشتر تلاش کنند و برای فرهنگ و تمدن بومی منطقه برنامه های خاص خود را تدارک ببینند. تا چوبر و شهرهای مثل آن از این اسیبها در آمان بمانند و مردم و جوانان ما در حقیقت دینی و فرهنگی خود استوار باشند. و ثمره تلاش خود راببینند .

نقش مردم را در ارتقا، فرهنگی چوبر چقدر موثر می دانید؟

مردم در گشترش و تعالی فرهنگ نقش اساسی دارند، و نباید اجازه دهند بعضی بد اخلاقیها به جامعه ورود پیدا کند، لذا فرهنگ عامه مردم چوبر آمیخته از سنت و شریعت است ،نمونه اش را در ایام محرم ، رمضان و همچنین در اعیاد مختلف می بینید. که چگونه فرهنگ و تمدن خود را حفظ و عاشقانه، خالصانه هرسال بهتر از سالهای گذشته به آن می پردازند. امید است این آیین ها و سنتها فرهنگ تعالی ما را تشکیل دهد و شاکله فرهنگ با اینگونه آیین ها ارزش پیدا کند و در داخل خانواده ها تقویت شود ، متاسفانه بعضی ناهنجاریها بعنوان فرهنگ در جامعه نمود پیدا کرده که مغایر اداب و سنن ما است و بعضاً شناسه و ارزش پیدا می کند و فرهنگ علمی ، دینی ، ایمانی و اجتماعی مارا متاثر می کند. باید آگاه باشیم و تعریف کلی فرهنگ را از یاد نبریم .

وضعیت اقتصادی چوبر را چگونه ارزیابی می کنید؟ در چند سال اخیر رشد داشته یا تقلیل یافته است؟

خوب ظاهراً در بخش خصوصی کمی رشد داشته! ولی هنوز از مطلوبیت خوبی برخوردار نیست ،چون ما باید رشد و توسعه اقتصادی را در توزیع عادلانه درآمد ملی و سرمایه گذاری دولت در بخشهای مختلف صنعت بررسی کنیم ، که حاصل آن ایجاد شغل، درآمد،امنیت شغلی و رفاه اجتماعی باشد، که در تاریخ چوبر چنین رویدادی به وقوع نپیوسته. و دولتها کمتر به این مناطق توجه دارند.

به عنوان نمونه اگر کیوی را در نظر بگیریم که یکی از محصولات جدید و درآمد زای منطقه و البته ایران است، چه کارهایی لازم است انجام بشود تا با انرژی و انگیزه بیشتری مردم فعالیت کنند؟

یکی از محرکهای رشد نسبی اقتصاد در چوبر وجود همین محصول (کیوی)است ، پیشنهاد من برای همه باغداران تشکیل اتحادیه و تعاونی است، تا ازاین طریق بتوانند محصولات خود را در قالب یک استاندارد و با قیمت واقعی عرضه کنند. و از این نعمت خدادادی بیشتر و بهتر بهره مند شوند.

زیر ساخت های گردشگری در چوبر را کافی می دانید یا نه؟ و چه کسی مسئول یا متولی این کار است؟

زیر ساختها در این خصوص تازه شروع شده، بنابراین راه نرفته زیاد است ! به نظرم اولین اقدام و از همه مهمتر وجود یک کلانتری (پاسگاه) است ، که امنیت را تضمین کند، ولی شما می بینید از شهر شدن چوبر سالهاست می گذرد ولی هنوز خبری از آن نیست! خوب برای گردشگر مهمترین مسئله امنیت است.البته مسئولین شهر چوبر اعم از شورای شهر و شهرداری نهایت تلاش خود را می کنند و بیش از وظایف خود به این نوع کمبود ها توجه دارند ولی چه باید کرد! همه مشکلات متمرکز شده در یک بخش (شورا) که رسیدگی و حل همه مشکلات به این آسانی نیست ، لذا مشخص است مسئولین رده بالا در این خصوص خیلی کم توجهی می کنند.

فکر می کنید چقدر از در آمد چوبر مربوط به گردشگری است؟

درآمد چوبر بیشتر متکی به محصولات کشاورزی (برنج و کیوی) است ، درکنار آن درآمد اندکی از گردشگری دارد که زیاد قابل توجه نیست.

ببنید درآمد نسبت به گردشگری زمانی حاصل می شود که امکانات فراهم باشد، امکانات ما فقط موقعیت جغرافیایی ماست که بالقوه است و سرمایه گذاری متناسب با آن صورت نگرفته، البته آقای اصلی زاده اگر اشتباه نکنم! در این راه پیش قدم شده اند و احداث یک هتل را در ابتدای ورودی شهر چوبر( از سمت جنوب )را شروع کردند که امیدوارم به لطف خدا هم برای خود و هم برای ملت چوبر مثمرثمر باشد.

برای جذب سرمایه گذاری بیشتر بخش خصوصی مثل هتل داران و…چه راهکارها و برنامه هایی دارید؟

دولت باید با حمایت و دادن امتیاز ازقبیل زمین ارزان و منابع مالی برای سرمایه گذار امکانات را فراهم کند،چون می دانید سرمایه گذاری در این بخشها ریسک پذیر هستند. لذا باید مشوق های لازم برای بخش خصوصی وجود داشته باشد. فعلاً بیشتر سرمایه گذاریها بسمت کیوی و صادرات آن متمرکز شده است.

علاقمندید در چوبر چه مسئولیتی داشته باشید ؟

مسئولیت حتما نباید رسمی و سازمانی باشد ،در هر پستی خدمتگذار مردم بودن افتخار است.

برای پیشرفت بیشتر چوبر چه راهکاری دارید؟ چه موانعی در این راه می بینید؟

تلاش و کوشش متفکرانه و مستمر! اهمال کاری وکار امروز را به فرداها سپردن بد ترین مانع پیشرفت است.

شما در مورد اطلاع رسانی در چوبر چه نظری دارید؟ فکر می کنید چند نفر روزانه از سایت چوبر نیوز بازدید می کنند؟

شروع این عملیات توسط حضرتعالی بنابه به تخصصتان اجرایی شد! و این نمونه ای از احساس مسئولیت وخدمتگذاری به مردم را نشان میدهد، و من به نوبه خودم از این احساس مسئولیت شما در قبال وطن تشکر میکنم ، و شاهد هستید که استقبال از سایت هم زیاد است. و نقش خوبی را در انسجام منطقه ایجاد کرده است.

۵ نفر از کسانی که بیشترین تاثیر را در زندگی شما داشته اند نام ببرید؟

اول لطف خدا ، بعدخانواده خودم و همسرم و اهالی چوبر و بزرگانی چون مرحوم حاج ابراهیم فقیرپور، حاج رضوان آقایی، فرامرزآقایی ، حاج خلیل عزیزی ،حاج برات نصرتی و دوست عزیزم آقای علی گشتی و عسگر جوکار. همچنین معلمین بنده آقایان میرزایی ، انام پور، عظیمی کهن…و دیگر عزیزانی که همیشه مشوق من بودند.

در مورد موسسه خیریه انفاق مهر چوبر چه نظری دارید؟

کار بسیارخوبی است! و همینطور مروج خیر و نیکی و تضمین کننده آخرت، ، لذا شاهد هستیم که در چوبر افراد بی بضاعت بر اثر خیلی از بی توجهی ها… با مشکلات فراوانی روبرو هستند و بسختی زندگی خود را سپری می کنند ، ولی به کسی ابراز درد نمی کنند ، پس خدمت به چنین افراد نجیب و نیازمند ضرورت دارد. از مؤسس و بنیانگذاراین موسسه برادر عزیزم آقای نصرتی تشکر می کنم.

شما چوبر را متعلق به آستارا می دانید یا تالش؟

تالش یا آستارا فرقی نمی کند ، مهم حفظ روابط است، که این شهرها روابط را حفظ نمی کنند، شما شاهد هستید که روستاها یا شهرهای بین هشتپر تا آستارا همیشه از بی توجهی رنج می برند! نه آستارا برای مناطق تحت حوزه خود حرکت مثبتی داشته! نه هشتپر! بنابراین هرمنطقه یا آبادی با توانمندی خود به رشد و توسعه رسیده، و باید بیشتر تلاش کنیم تا خود به قطب جدید و اثر گذار در منطقه تبدیل شویم، لذا باتوجه به پتانسیل و پیشینه علمی ،فرهنگی چوبر این امکان وجود دارد.

چه انتقاد یا گله ایی از سایت چوبر نیوز دارید؟

از شما و دیگر عوامل «سایت چوبر نیوز» تشکر می کنم! سربلند و پیروز باشید.


برچسب‌ها: عادل بقایی چوبر, بزرگان چوبر, تیم چوبر
+ نوشته شده در  ۱۴۰۱/۱۲/۱۶ساعت 12:53  توسط علیرضا شوکتی چوبر  | 

زمین رایگان جهت ساخت ویلای جنگلی در چوبر

chobar-shokati

“اگر از هوای آلوده شهر خسته شده اید… اگر اهل طبیعت ، جنگل ، سرسبزی و هوای پاک هستید… اگر نیاز به آرامش در یک محیط عاری از هیاهو و سروصدای ماشین هستید… ما زمین رایگان برای ساخت ویلا در اختیارتان می گذاریم! “

این قسمتی از متن آگهی بود که توجه عده ایی را در مجموعه تفریحی ورزشی تله کابین توچال به خودش جلب کرده بود. ناخود آگاه این آگهی ذهن هر مخاطبی را کمی قلقلک می دهد. و مدت کوتاهی آنرا به رویایی سبز می برد؛ اینکه اصلا” ویلا نه ، حداقل یک کلبه کوچک در وسط جنگل سبز شمال داشته باشی و آخر هفته را در آرامش وصف نشدنی آن بگذرانی تا شاید دمی از شلوغی مترو ، BRT و ترافیک شهر دور بمانی و فارغ از دود و هیاهوی ماشین و آدمها باشی!…

جذابیت آگهی مرا بر آن داشت تا یک گفتگوی کوتاه با آگهی دهنده داشته باشم که در ذیل تقدیم حضورتان می شود:

لطفا در مورد طرح زمین رایگان توضیح مختصری بفرمایید.

حدود ۱۰ هکتار زمین در منطقه شمال (چوبر – تالش) مشرف به دریا و جنگل داشتیم که بخشی از آن شالیزار و بخشی باغ میوه و بخشی نیز جنگل چنار بود. اول قصد داشتیم کل زمین را تبدیل به باغ کیوی کنیم اما از آنجا که در حال حاضر چوبر به لحاظ توریستی بودن نیاز به جذب گردشگر و سرمایه گذار گردشگری دارد، تصمیم گرفتیم بخشی از زمین را بطور رایگان به افرادی واگذار کنیم که بخواهند در این منطقه سرمایه گذاری نمایند. و یا گردشگرانی که قصد سکونت در این شهر را داشته باشند. زمین در قطعات ۲۰۰ متر مربعی با سند قولنامه ایی کاملا” بطور رایگان به مدت ۵ سال در اختیار گردشگران قرار می گیرد.

choobar

هدف از اجرای این کار چیست؟

این کار اولا باعث جذب گردشگر و در نتیجه باعث رونق اقتصاد منطقه چوبر خواهد شد و از طرف دیگر آن دسته از گردشگران و دوستداران طبیعت که توان مالی برای خرید ویلا یا زمین در شمال کشور را ندارند، به راحتی در یک مکانی که الان بلااستفاده و بعنوان باغ استفاده می شود ۵ سال سکونت خواهند داشت که بعد از ۵ سال یا آن ملک را می خرند یا تخلیه کنند که در هر دو صورت، این به نفع هر دو طرف خواهد شد.

موقعیت زمین چگونه است و چقدر با دریا و جاده فاصله دارد؟

زمین در استان گیلان و از توابع شهرستان تالش در شهر چوبر (۲۵ کیلومتری آستارا) در منطقه نارنجستان چوبر واقع شده است که دسترسی به داخل آستارا از طریق بزرگراه تالش – آستارا در مدت ۲۰ دقیقه و به داخل تالش در مدت ۳۰ دقیقه انجام می شود.
اما جاده یا همان بزرگراه و شالیزارهای اطراف آن تنها حایل بین دریا و زمین مورد نظر است. در کل خود شهر ساحلی چوبر بین دریا و جنگل واقع شده است که زمین مورد نظر در قسمت شمالی آن و مشرف به جنگل سرسبز چوبر می باشد.
در حال حاضر تنها یک کلبه در وسط باغ برای سکونت وجود دارد و در زمین های اطراف ساخت ویلاهای شخصی در حال گسترش هست.

chobar.shokati

زمین مورد نظر چه امکانات و امتیازاتی دارد؟

فعلا” فقط برق و تلفن دارد و آب آن از چشمه بالای کوه بوده که آب استخر وسط باغ هم از همان چشمه تعبیه می شود. اما آرامشی که این ناحیه دارد آن را از هر امکاناتی بی نیاز می کند چرا که هوای پاک ، آسمان آبی ، سرسبزی جنگل و صدای پرندگان یک بهشت رویایی را برای ساکنان آن به ارمغان می آورد.

چه استفاده های دیگری از زمین مورد نظر می شود کرد؟

زمین آماده برای اجرای پروژه های بزرگ کشاورزی است که سود دهی بالایی هم دارد.یعنی مکانی عالی برای پرورش بوقلمون، زنبور عسل،ماهی و…در کنار درختان میوه هایی چون باغهای نارنج، پرتقال ، سیب ، خرمالو ، گوجه سبز ، انگور و…


برچسب‌ها: زمین رایگان در شمال, ویلای رایگان, خانه رایگان, چوبر
+ نوشته شده در  ۱۴۰۱/۱۲/۱۶ساعت 12:40  توسط علیرضا شوکتی چوبر  | 

نوروز آغاز طراوت و شادابی طبیعت و انسانهاست

جشن نوروز یکی از آیین‌های کهن و ماندگار ایرانیان باستان بوده و با گذشت ۳ هزار سال، هنوز این رسم و آیین نیک روزگار بمانند اولیه خود برگزار می‌شود.

fffffffffffffffffffffffffffffffffff


نوروز را اصلی‌ترین جشن ایرانیان از ابتدا تا کنون می‌توان نام برد و سفره هفت‌سین که جزء جدا نشدنی تنها عید ایرانیان باستان است. تزیین این سفره که با گذشت زمان تغییرات اندکی هم در آن بوجود آمده هر سال با حساسیت خاصی از طرف خانواده‌های ایران انجام می‌شود.

چیدن خوان نوروزی در زمان ساسانیان نیز رواج بیشتری داشته و بعد از حمله اعراب به ایران قرآن نیز به سفره عید نوروز ایرانیان اضافه شد، در دوره ساسانیان سفره عید نوروز را با تکه‌نان ، تخم مرغ، کتاب مقدس، آیینه، سمنو، سیب و انار و سکه، تزیین می‌کردند. البته ماهی جزو سنت‌هی ایرانیان نبوده و بعدها این رسم از چین وارد فرهنگ ایران شد، هرچند این ماهیان قرمز در فرهنگ و تمدن این مرز و بوم و سفره هفت سین چنان ریشه دوانده که چینی بودن آن را به زحمت می‌توان ثابت کرد.

nowruz-egg-haft-seen_10-700x465

تخم مرغ بن‌مایه خوان نوروزی بوده و انواع سفید و رنگین آن از قدیم زینت بخش سفره هفت سین ایرانیان بوده، زیرا تخم مرغ نهادی از نطفه و نژاد است که بزودی باید جان بگیرد و زندگی یابد و زایش کیهانی انجام پذیرد. جالب است بدانید که پوست تخم مرغ نیز نهادی از آسمان و طاق کیهانی است که در برخی مناطق سر سفره می‌گذارند. سبزه یکی دیگر از ملزومات سفره هفت‌سین نوروزی است و ایرانیان باستان معتقدند سبزه رویاندن مربوط به “جمشید شاه” است که پس از سرکوب اهریمن و پیروانی که مانع وزش باد بودند و نمی‌گذاشتند درختان و سبزه ها برویند، سرسبزی و رویش را به زمین بازگرداند. در این روز که “نوروزش” نامیدند، هر چوب و درختی که خشک شده بود باز روئید و سبز شد.

علاوه بر سفره هفت‌سین، صله رحم و دید و بازدید عید از مهمترین سنت‌های ماندگار و نیک آئین نوروز است که بی‌شک عامل مهمی در استحکام خانواده‌های ایرانی شده است. چرا که دراین روز مردم بسیاری از کدورت‌ها و کینه‌ها را کنار گذاشته و همزمان با طراوت طبیعت با دلی شاد و سرشار از شور و شوق به دیدار هم می‌روند.

چه پیرزنان و پیرمردانی که در کل روزهای سال رسیدن نوروز را روز شماری می‌کنند تا حداقل سالی یک بار فرزندان و عزیزانشان را ببینند.

یادآوری مردگان و بزرگداشت روان در گذشتگان در آخرین روزهای پایانی سال، از دیگر سنت‌های آیین نیاپرستی در جامعه ایرانیان باستان از قدیم تا به امروز بوده است.

جشن نوروز بطور مشترک بین ۶ کشور آسیایی و همسایه ایران در فهرست آثار جهانی به ثبت رسیده در حالیکه این جشن طبیعت، سالیان سال است به شیوه‌های مختلف و متناسب با آداب و رسوم و فرهنگ هر منطقه در برخی کشورهای دنیا انجام می‌گیرد؛ جشن نوروز در ایران، تاجیکستان، آذربایجان، ترکمنستان، افغانستان و پاکستان تقریبا یکسان و به شیوه هم برگزار می‌شود.

اما در برخی کشورهای دیگر در جشن بهار طبیعت ، خبری از سفره هفت سین و . . . نیست، مثلا درتایلند سال نو(نوروز) را روز ۱۳ آوریل جشن می‌گیرند و آنچه در این روز به وفور دیده می‌شود آب پاشی مردم بر روی یکدیگر است که معتقدند “آب” در سال جدید برکت و سلامت را برای خانوده‌ها به همراه خواهد آورد.

یا در ونزوئلا اولین روز سال نو، مردم لباس زرد به تن می‌کنند و معتقدند که برایشان خوش یمن بوده و شانس بهمراه خواهد داشت.

در ایالت‌های جنوبی آمریکا لوبیای چشم بلبلی به همراه جوانه شلغم پخته و به عنوان تبریک سال نو می‌خورند.

در شهرهای ساحلی برزیل مردم در شب سال نو لباس سفید پوشیده و به ساحل می‌روند. علاوه بر آتش بازی مردم گل به دریا می‌ریزند و معتقدند دریا می‌تواند آرزوهایشان را برآورده کند.

به هر حال نوروز آغاز طراوت و شادابی جهان است و این روز برای هر موجود زنده‌ایی مهم و تاثیر گذار است چه آنهایی که این روز را با برخی خرافه‌ها آمیخته و جشن می‌گیرند و چه آنهایی که جشن نوروزشان همراه با تعالی روح و کمک به همنوع برگزار می‌شود.

آری نوروز آغاز طراوت و شادابی طبیعت و انسانهاست.

باشد که در این آئین نیک روزگار ، طراوت و شادابی طبیعت و نیکی و پاکی ایزد دانا، قرین همیشگی زندگی و حیات بشر دوستان پاک نهاد و پاک سرشت گردد. چوبر نیوز نیز دراین زایش دوباره طبیعت سعادت و سلامت را برای همگان آرزومند است.

یادداشت از رضا شوکتی


برچسب‌ها: نوروز در چوبر, جشن چوبر, چوبر تالش
+ نوشته شده در  ۱۴۰۱/۱۲/۱۶ساعت 12:33  توسط علیرضا شوکتی چوبر  | 

گفتگو با فرهاد حیدر نیا در سالهای نچندان دور

شاید کمتر کسی از تحصیلکردگان دهه ۸۰ به اینطرف در چوبر باشد که آقای فرهاد حیدرنیا را نشناسد. چرا که وی دبیر بسیاری از دبیرستانهای چوبر و منطقه بوده و نزدیک به ۲۰ سال است که همزمان در عرصه های سیاسی اجتماعی شهر هم نقش فعالی دارد.

وی در دو دوره متوالی بعنوان یکی از افراد مورد اعتماد مردم برای شورای شهر بوده و هم اکنون نیز ریاست این شورا را برعهده دارد. گفتگوی زیر بخشی از عملکرد دور دوم اعضای شورای شهر ساحلی چوبر است که در دیدار نوروزی با وی انجام گرفته است.

DSC00181

به گزارش خبرنگار سایت شهر ساحلی چوبر ، در ابتدای این گفتگو با اشاره به پتانسیل بالقوه تحصیلکردگان چوبر، گفت: ما افراد توانمند زیادی از تحصیلکردگان چوبر را داریم که در جای جای این کشور مشغول به خدمت هستند و شاید تا به حال این فرصت بوجود نیامده که همگی در کنار هم برای پیشرفت چوبر ارایه طریق نماییم. لذا از همین جا لازم می دانم از عموم تحصیلکردگان چوبر دعوت می کنم تا در جهت توسعه همه جانبه شهر از جمله پیشبرد فعالیت های عمرانی،ورزشی و علمی فرهنگی شهر، مشارکت داشته و پیشقدم باشند.
وی برگزاری هفته دفاع مقدس،هفته بسیج،هفته وحدت، جشن های دهه فجر و تجلیل از مقام آوران ورزشی و همچنین برگزاری مراسمات مختلف فرهنگی، مذهبی و گسترش فرهنگ قرآنی در سطح شهر را از جمله اقدامات انجام شده عنوان کرده و افزود :
تیم فوتبال شهرداری چوبر که نماینده این شهر نیز می باشد، با تلاشهای مسئولان تیم و حمایت مردم توانست به لیگ برتر استان گیلان راه یافته و بازی های خوبی را ارایه نماید که در تلاشیم این تیم را به رده های بالاتر برسانیم.
حیدر نیا زیاد بودن حریم رودخانه چوبر و لوله گاز و همچنین نبود سالن سرپوشیده ورزشی ، کتابخانه عمومی و … را از جمله مشکلات شهر عنوان کرده و اظهار کرد : ما بطور شبانه روزی پیگیر مطالبات مردم هستیم و تمام سعی ما این هست که این مشکلات برطرف شود.
رئیس شورای شهر از بازگشایی میدان شهر چوبر هم خبر داده و گفت : میدان شهر نزدیک عید بازگشایی شد که عملیات تکمیل آن نیز به زودی انجام خواهد شد.
همچنین جهت احداث مرکز بهداشتی درمانی چوبر نیز که در جلسه حضوری با مدیر کل بهداشت و درمان استان گیلان به تصمیم نهایی رسید، اقدامات لازم بزودی آغاز خواهد شد.
وی راه اندازی اورژانس ۱۱۵ شهری در چوبر، ایجاد شعبه بانک کشاورزی و ملی چوبر، واگذاری زمین به صدا و سیما جهت احداث فرستنده دیجیتال ، احداث اداره آب و فاضلاب شهری ، اداره گاز ، طرح گردشگری ،تکمیل کانال آب ، دفن بهداشتی زباله، برطرف کردن ضعف روشنایی معابر سطح شهر و تسریع در تکمیل لوله کشی آب آشامیدنی شهر چوبر را از جمله پیگیری های اخیر شورای شهر عنوان کرد که ما هم امیدواریم بزودی انشاا…به نتیجه نهایی برسند.


برچسب‌ها: شورای شهر چوبر, شهرداری چوبر, خیابانهای چوبر
+ نوشته شده در  ۱۴۰۱/۱۲/۱۶ساعت 12:30  توسط علیرضا شوکتی چوبر  | 

گفتگو با “حمید اسماعیلی” پیشکسوت فرهنگی چوبر

baba

مرحوم عباد اسماعیلی و زرگام شریفی هرچند فرهنگی و یا کارمند نبودند اما خانواده ایی ریشه دار و اصیل و بسیار مرتب و شیک پوش بودند که در دنیای آرام خود ، زبانزد خاص و عام در دوران خود بودند. به طوری که خیلی ها آرزوی معاشرت و رفت وآمد با این خانواده را داشتند.

shokati chobar3

در آن زمان کمتر خانواده ایی پیدا می شد که کمتر از ۵ فرزند داشته باشند. ۴ فرزند پسر و ۴ فرزند دختر این خانواده نیز آرام آرام قد می کشیدند تا اینکه در یک روز گرم تابستان ۱۳۳۱ آخرین فرزند آنها نیز بدنیا آمد و نامش را حمید گذاشتند.

آنروزها در چوبر نه جاده ایی وجود داشت و نه امکانات بهداشتی و درمانی و یا حتی تحصیلی !! با این حال کلاسهای قرآن و معارف مرحومه زرگام ننه ، همیشه براه بود. حمید که در یک خانواده اصیل و ریشه دار پا گرفته بود، راه برادر بزرگتر را در پیش گرفت و بدنبال درس رفت.

دوران ابتدایی را در چوبر گذراند و برای ادامه تحصیل راهی آستارا شد و با شرایط سخت و کمبود امکانات به درس ادامه داد. کمبود امکانات به حدی بود که در روزهای سرد سال برای تامین گرمایش مدرسه هیزم مورد نیاز خود را بهمراه دفتر و کتاب مدرسه ، از چوبر به آستارا می برد.

به هر سختی که بود تحصیلات خود را در رشته علوم طبیعی به اتمام رساند و در سال ۱۳۵۸ بعنوان متصدی دفتری در آموزش و پرورش تالش استخدام شد که در ادامه به دبیرستان هشترودی حویق و سپس به دبیرستان صدیقه کبری چوبر منتقل شده و تا زمان بازنشستگی در این دبیرستان ماند.

chobar

“حمید اسماعیلی” در مدت ۳۰ سال فعالیت فرهنگی خود فرهیختگان و افتخار آفرینان زیادی را علاوه بر دو فرزند شایسته خود به جامعه تحویل داد که برای همگان مایه مباهات و افتخار است.

****************************************

shokati chobar

۹ سال کار در یک دبیرستان برایتان یکنواخت و خسته کننده نبود ؟

حضور در دبیرستان صدیقه کبری چوبر از بهترین دوران خدمت من در آموزش و پرورش بوده و در این مدت ۹ سال که در این دبیرستان بوده ام، با ۹ مدیر و ۱۶ معاون مدرسه بطور مثبت همکار بوده و خاطرات شیرینی از همکاران گرامی خود دارم که جا دارد از تک تک آنان بخصوص ” خانم اکرم حیدرزاده ” که از سال ۷۰ تا ۸۷ یکی از مدیران پر تلاش دبیرستان محل خدمت من بوده و زحمت زیادی برای دانش آموزان و اولیای آنان کشیده، تشکر و قدردانی نمایم.

من شنیده ام شما آمار دقیقی از اقلام مصرفی در محل کارتان دارید، آیا واقعیت دارد؟

بله من در طول ۳۴۴ ماه خدمت فرهنگی خود تعداد ۱۰۳۲ عدد خودکار آبی ، تعداد ۶۸۸ عدد خودکار مشکی ، تعداد ۳۴۴ عدد خودکار قرمز ، تعداد ۱۱۴ عدد مداد ، تعداد ۱۱۴ عدد نوار چسب و تعداد ۵۶ عدد پاکن در محل خدمت خود با نهایت صرفه جویی مصرف نموده ام.

شما شهر چوبر را چگونه می بینید؟

شهر چوبر افراد بسیار برجسته ایی را به جامعه فرهنگی و علمی و سیاسی تحویل داده است. این شهر مردمانی بسیار خونگرم و مهمانواز دارد و از لحاظ جغرافیایی دارای طبیعت بسیار زیبا جذاب گردشگری دارد. کیوی و برنج از جمله محصولات مهم این شهر است که سالیانه مقدار قابل توجهی از کیوی چوبر به کشورهای مختلف دنیا صادر می شود.

چه پیشنهادی برای جذب بیشتر گردشگر به چوبر دارید؟

چوبر در مسیر گذر بسیاری از گردشگران است که بنطرم اگر جاهای توریستی و جاذبه های دیدنی آنرا تکمیل کرده و امکانات رفاهی آنرا مهیا کنند، تاثیر بسزایی در جذب گردشگر خواهد داشت. در ورودی شهر از شمال و جنوب باید تابلوهایی نصب شوند که گردشگران را به سمت مکانهای توریستی هدایت کند. مسئولین تلاش می کنند و بنطرم این تلاشها باید بیشتر شود چرا که چوبر ظرفیت ها و پتانسیل های زیادی در جهت جذب گردشگر دارد.

با توجه به رشد جامعه علمی چوبر ، بنظر شما نیاز هست که در چوبر دانشگاه ایجاد شود یا نه؟

شهرستان آستارا در ۲۵ کیلومتری چوبر واقع شده که هم دانشگاه آزاد ، هم علمی کاربردی و هم پیام نور دارد که با توجه به نزدیکی چوبر به آستارا و تالش فکر نمی کنم چندان ضروری باشد. اما اگر بجای آن یک بیمارستان و یا درمانگاه بسازند بسیار مناسب است.

اگر بخواهی از چند نفر در چوبر تشکر کنید ، چه کسانی را ترجیح می دهید؟

از لحاظ علمی و فرهنگی افراد زیادی در چوبر شایسته تقدیر و تشکر هستند از جمله آقایان دکتر مقصود فقیرپور، دکتر رزاق منش ، دکتر قلمی ، دکتر حیدرنیا ، دکتر هنری ، دکتر میر اسلام بنیاد ، دکتر عزیزی و همچنین آقایان علی و زاهد خندستانی ، میر رحیم و ابراهیم دانشور ، رحیم افتخاری ، آقای کریم زاده و سایر عزیزانی که در پست های مختلف کشوری و لشگری مشغول به خدمت بوده و افتخار بزرگی برای شهر چوبر می باشند.

جا دارد از برادران حسن پور هم بخاطر راه اندازی سردخانه مواد غذایی که زمینه اشتغالزایی تعداد زیادی از همشهریان چوبر و حومه را فراهم نموده اند تشکر نمایم.

با سایت شهر ساحلی چوبر (www.chobar.ir) چقدر اشنایی دارید؟ و فکر می کنید این سایت چقدر می تواند در انعکاس نظرات و پیشنهادات مخاطبان موثر باشد؟

آشنایی بنده با این سایت بوسیله پسرم ( نوید اسماعیلی ) بوده و اخبار سایت از همان طریق به بنده انتقال می یابد. به نظر من سایت بسیار جامع و مفیدی است نه تنها برای من بلکه برای تمامی مردم شریف چوبر و کسانیکه قصد سفر به این شهر را دارند.

جا دارد هم از طرف خودم و هم از طرف مردم شریف چوبر از زحمت کشان این سایت تقدیر و تشکر نمایم.

سایت شهر ساحلی چوبر نیز از شما بخاطر وقتی که برای این مصاحبه گذاشتید ممنون و سپاسگزار است.


برچسب‌ها: قدیمی های چوبر, پدربزرگ های چوبر, عباد اسماعیلی چوبر, درگذشتگان چوبر
+ نوشته شده در  ۱۴۰۱/۱۲/۱۶ساعت 12:28  توسط علیرضا شوکتی چوبر  | 

سفر نوروزی به تالش،چوبر،آستارا

تهیه ۶۰ گزارش و خبر از مکانهای ناشناخته کشور برای معرفی در ایام عید و ۸ گزارش تصویری از جاذبه های گردشگری ایران در مدت ۲۰ روز مانده به عید نوروز ، وظیفه ای سخت و زمانبر بود که مدیر اخبار برایم تکلیف کرده بود و باید تا قبل از سال نو تحویل می دادم.

این بود که پیش دوستان و عزیزانی که قول داده بودم از مراسم چهار شنبه سوری و خرید شب عید در تالش و چوبر و آستارا گزارش تهیه کرده و در کنارشان باشم، شرمنده شدم.

اما روز دوم عید ساعت ۲ بعد از ظهر باشگاه خبرنگاران را به مقصد شمال ترک کردم. خیابان ولیعصر خلوت ترین روزهای سال را تجربه می کرد شاید من و یکی دو نفر دیگر که با حد اکثر سرعت اتوبان همت را به سمت غرب می راندیم تنها بازماندگان از سفر نوروزی بودیم. جاده شمال هم تقریبا خلوت بود به همین خاطر ساعت ۶ عصر رسیدم تالش.

DSC01246

در میدان ورودی تالش سفره هفت سین بزرگی چیده بودند که مسافران و افراد مخلی در کنار آن عکس یادگاری می گرفتند . شهر شور و حال عید را داشت و دید و بازدید تقریبا براه بود. اما نه بمانند سالهای گذشته!

البته ایام فاطمیه هم در این آیین باستانی ایرانیان بی تاثیر نبوده چرا که بیشتر sms های نوروزی امسال هم آمیخته با شعایر مذهبی و فاطمی بود. نصف روز برای بازدید از تالش و مردمان خونگرمش کافی نبود اما زمان خیلی کم بود باید به چوبر هم می رسیدم.

خیلی از دوستانی که در دسترس بودند با تلفن هماهنگ کرده و بیرون کنار جاده دیدمشان و آنهایی که امکان داشت به منزلشان رفته و دیداری تازه کردیم.

علیرضا دبیری یکی از مخاطبان جدید سایت چوبر که پیشنهادات خوبی هم برای ارتقاء سایت ارایه کرده بود عید امسال را با طعم کنکور می گذراند. همچنین نسیم و نگین رحیم نیا و سایر آینده سازان پشت کنکوری که برای تک تک این عزیزان آرزوی موفقیت دارم.
دیدار با خانواده های شوکتی ،خادمی، عبادپور، نعمتی ،رحیم نیا، کوچکی و غلامی خاطرات روزهای عید نوروز دهه ۶۰ را دوباره برایم زنده کرد. چیدن سفره های رنگارنگ هفت سین با شکلات (تافی کره ایی)، دید و بازدید دسته جمعی و شور و حال بچه ها در حیاط و کوچه پس کوچه های چوبر بهمراه صدای ترقه هایی که زمین تا آسمان با صدای نارنجک و بمب های دست ساز بچه های تهران تفاوت داشت ،رشته های باریک خاطرات کودکانه ام را بلندتر و طولانی تر کرد.

آن موقع که عید می شد “پوستنک” ، “کارپت”و گوگرد کبریتهای آشپزخانه بود که سر و صدای عید را در می آورد. و تخم مرغ بازی سنت و رسم بازی دیرینه کودکان و نوجوانا و حتی جوانان چوبر!!!
بیاد آنروزها که خیلی ها هم دور نیست و وجود و حضور خیلی ها جشن نوروزمان را پررنگ تر می کرد، سریع دور و اطراف چوبر سری زدم و برای رفته گان فاتحه و برای زنده گان سالی سرشار از سلامتی و موفقیت و شادمانی از خدا آرزو کردم.
چوبر هم بمانند هرسال کمی تغییر کرده بود.
برخی به دنیا امده و برخی هم از دنیا رفته بودند. از جمله افرادی که نزدیک عید ار دنیا رفتند (شوری فیروزنیا – خانم پروایی – خانم دشتی پور -آقای شکوری – خانم شریفی ) که از همین جا به خانواده های محترم این عزیزان تسلیت عرض می نمایم.
آنچه مهندس غلامی از پیشرفت فنی عمرانی چوبر گفت بسیار خوشحال کننده بود از جمله احداث میدان چوبر ، احداث و تجهیز پارک کودک و… که همگی برای پیشرفت و جذب توریست در شهر ساحلی چوبر بسیار تاثیر گذار خواهد بود. (گزارش و تصاویر زیبایی از چوبر تهیه کرده ام که متعاقبا در همین سایت و سایت صدا و سیما منتشر خواهیم کرد.)

متاسفانه فرصت نشد شهردار و اعضای شورای شهر را ببینم. وقتی هم با رئیس شورا تماس گرفتم وی به دلیل کسالت بستری بود و امکان دیدار نا میسر!
تنها ۴ ساعت بعد از ظهر را برای دیدار از آستارا ، شهری رویایی با دنیایی از خاطره زمان داشتم .

دیدار با اکبر اکسیر ، تقی سهراب نژاد ، ساسان علی نیا،اسفندیار شوکتی، منصور شوکتی ، سینا و علی شوکتی ،اسماعیل اسدی ، مهندس نعمتی ، دکتر اسدپور و از همه مهمتر بابک شیرزاد و خانواده محترم که در دوران ۴ ساله دبیرستان پشتیبان و مشوق من برای پیشرفت بوده و زحمات زیادی برایم کشیده اند، جزئی از برنامه های دیدار عید نوروزم بود که در این مدت زمان اندک فقط سعادت دیدار با برخی از آنها را یافتم.

در این مدت اندک گزارشی هم با عنوان ” شهری رنگارنگ با بامهای سفالی ” از آستا را تهیه و منتشر کردم.
اما از انجا که دوستان و عزیزانم در دید و بازدید عید بودند و امکان دیدار میسر نبود، بیاد خاطرات قدیم اندکی با دریا خلوت کردم و از همانجا عازم تهران شدم./ علیرضا شوکتی چوبر /بازنشر


برچسب‌ها: چوبر, علیرضا شوکتی, نوروز در چوبر, سفر به شمال
+ نوشته شده در  ۱۴۰۱/۱۲/۱۶ساعت 10:52  توسط علیرضا شوکتی چوبر  | 

طراحی “نخستین شهر توریستی ایران” به سبک اروپایی

شهر ساحلی “چوبر” یکی از شهرهای توریستی ساحلی گیلان است که در میان جنگل و به سبک شهر “لیژ” بلژیک طراحی می‌شود.

به گزارش خبرنگار حوزه میراث فرهنگی باشگاه خبرنگاران؛ در چند سال اخیر، توسعه شهرهای ساحلی خزر و موقعیت جغرافیایی و طبیعی این شهرها به گونه‌ای بوده که بسیاری از گردشگران را نیز در خود ماندگار کرده است.

شهر جدیدالتاسیس “چوبر” نیز یکی از شهرهای ساحلی خزر است که هر ساله توجه گردشگران و مسافران زیادی را به خود جلب می‌کند اما به نظر می‌رسد هنوز امکانات کافی برای گردشگران در این شهر مهیا نشده است.

به همین خاطر گفتگویی با “سید یونس هاشمی“، شهردار “چوبر” انجام داده‌ایم که در زیر می‌خوانید.

شهر ساحلی “چوبر” چه مزیت‌هایی نسبت به دیگر شهرهای ساحلی دارد؟

در نوار ساحلی خزر شهرهای ساحلی زیادی داریم اما به نظرم “چوبر” در بین تمامی آن‌ها مستعد‌تر و واقعا یک شهر ساحلی است. به عنوان نمونه حتی سوال شهر آستارا نیز تکه تکه بوده و همانند چوبر گسترده نیست. ساحل چوبر یک منطقه وسیع است که یک پتانسیل قوی برای منطقه شامل به حساب می‌آید. مخصوصا همجواری پارک جنگلی(کاجستان) با دریا این پتانسیل را چند برابر می‌کند.

برای توسعه‌ی طرح های گردشگری در منطقه چه اقداماتی صورت گرفته است؟

برای توسعه طرح‌های گردشگری بنا داریم، طرح‌های ساحلی “چوبر” را به زودی راه اندازی کنیم که شامل بازارچه ساحلی، مجموعه‌های ورزشی، تفریحی و فرهنگی می‌شود. همچنین توسعه پارک جنگلی را نیز در دستور کار داریم تا با اجرای این طرح‌ها و حفظ فضای سبز شهر چوبر را به یک منطقه نمونه گردشگری در کشور تبدیل کنیم.

در توسعه این طرح‌های گردشگری از سرمایه گذاران خارجی هم استفاده کرده‌اید؟

ما برای جذب سرمایه گذار در طرح‌های گردشگری به صورت گسترده اقدام کرده‌ایم و تا به حال چند مورد هم مراجعه کرده‌اند که در نظر داریم تا با ما مشارکت و هماهنگی فرمانداری تصمیم نهایی در این مورد و انتخاب سرمایه گذار صورت بگیرد. البته ما از سرمایه گذاران ایرانی و خارجی در این طرح توسعه استقبال می‌کنیم و از موفقیت طرح ساحلی در این منطقه اطمینان داریم.


آقای شهردار، ظاهر شهر هنوز بمانند یک روستا باقی مانده است، دلیل آن چیست؟

قبول دارم این شهر با این همه جذابیت‌های نهفته‌ای که در خود دارد، اما ظاهر آن همچنان به صورت روستایی مانده است، مخصوصا قسمت بالای جاده که مغازه‌ها به صورت مخروبه مانده‌اند و چهره بدی از شهر را به نمایش می‌گذارند. یکی از مهمترین دلیل آن تامین نشدن اعتبار است که باید این مغازه‌ها خریداری شده و جاده عریض‌تر و شهر کامل شود. البته حریم جاده در این شهر زیاد است و به همین دلیل براحتی نمی‌توان برای آن تامین اعتبار کرد. در واقع حریم جاده را قبلا ۳۸ متر زده بودند که با نام گذاری‌ها و مکاتباتی که با استانداری و سایر ارگان‌ها انجام داده‌ایم، آن‌را به ۲۲ متر کاهش دادیم که قرار است به زودی اعلام شود.

رودخانه‌ای که از وسط این شهر ساحلی می‌گذرد، متاسفانه حریم ۸۵ متری برای آن در نظر گرفته‌اند که بسیار زیاد است و چون دیواره رودخانه سازه‌ای نیست، از نظر ساخت و ساز در این محدوده هم با مشکلات زیادی روبرو هستیم.

نبود یک میدان یا دور برگردان در این شهر توریستی بسیاری از گردشگران را گمراه می‌کند؛ چه اقداماتی در این زمینه انجام شده و نتیجه کار چیست‌؟

یکی از اساسی ترین مشکلات چوبر که مردم هم زیاد مراجعه می‌کنند، بحث دور برگردان یا همان میدان “چوبر” است. به طوریکه از مرکز شهر تا دو سه کیلومتر خارج از شهر، محلی برای دور برگردان نیست و میدانی که قبلا در طرح‌ها لحاظ کرده بودند، متاسفانه در جای نامناسبی قرار گرفته و با خیابان اصلی فاصله دارد. یعنی اگر مسافر یا گردشگری از سمت آستارا به سمت چوبر بیاید، اگر بخواهد از این میدان استفاده کند، مجبور است دوباره از آستارا برگردد. بنابراین ما این دور برگردان را در ابتدای خیابان ساحلی در نظر گرفتیم تا از طریق آن دسترسی به شهر، ساحل، کاجستان و زیارتگاه نرگس خاتون امکان پذیر باشد. این موضوع پیگیری شده و منتظر شورای ترافیک استان هستیم تا انشا الله بزودی از سه راه نرگس خاتون تا خیابان ساحل، میدان اصلی و دور برگردان شهر ساحلی چوبر را تعبیه کنیم.

فرهنگ شهروندی را در “چوبر” چگونه می‌بینید؟

متاسفانه فرهنگ شهروندی هنوز به آن صورت در “چوبر” جا نیوفتاده است. مثلا در برخی موارد می بینید شخصی آمده و با سر و صدا می‌گوید: زمین ملک شخصی خودم هست و در ملک خودم هر کاری بخواهم می‌کنم. چه ربطی دارد که چه نوع خانه‌ای و چگونه می‌خواهم بسازم. در حالیکه این نوع رفتارها کاملا مغایر با قانون و مقررات شهری است. ما وظیفه سنگینی در این زمینه داریم که باید ابتدا فرهنگ سازی کنیم.

علاوه بر زباله‌های خود شهر، بخشی از زباله‌ها هم توسط گردشگران ایجاد می‌شوند؛ برای پاکیزگی شهر و دفع این زباله‌ها از ساحل و طبیعت “چوبر” چگونه عمل می‌کنید؟

“چوبر” یک شهر توریستی بوده و موقعیت شهر بگونه‌ای است که یک طرف ساحل و دریا و طرف دیگر جنگل سرسبز است. بنابراین زباله و آشغال‌ها را دو طرف که بریزیم، به جذب گردشگر و فضای شهری ضربه خواهیم زد.

متاسفانه هنوز کارخانه بازیافت زباله در این منطقه وجود ندارد و از آنجایی که هزینه آن زیاد است، کسی فعلا در این خصوص اقدامی نکرده است. نبود کارخانه بازیافت زباله در مناطق توریستی شمال(از تالش تا آستارا) یک معضل جدی و تهدیدی برای جاذبه‌های گردشگری است چرا که زباله‌ها را در هر طرف که بریزیم، به طبیعت، گردشگر و فضای سبز شهری ضربه زده‌ایم. در حال حاضر این زباله‌ها به مکان خارج از شهر منتقل و دفع می‌شوند.

مهمترین جاذبه‌های طبیعی و گردشگری چوبر کدامند؟

ساحل مناسب و مستعد شهر “چوبر” در منطقه منحصر به فرد است که باید آن را از نزدیک دید و پارک جنگلی کاجستان هم یکی از بزرگترین پارک‌های جنگلی منطقه شمال است که بخشی از آن بوسیله آلاچیق و مبلمان شهری و سایز نیازهای گردشگران تجهیز شده و بخش دیگر هم بکر و دست نخورده و به صورت طبیعت سرسبز برای استفاده گردشگران و مسافران آماده بهره برداری است.

جاده “ال کیوی” جز زیباترین جاده‌های توریستی کشور است که با گذر از میا جنگل بکر و سر سبز چوبر در فصل بهار، منظره زیبا و منحصر به فردی را برای گردشگرا به تصویر می‌کشد. حضور گردشگران در فصل تابستان و تعطیلات عید در چوبر بیشتر از روزهای دیگر است که البته در مسیر گذر مسافران و گردشگران است، بیشتر مورد استقبال آنان قرار گرفته و ما در تلاشیم تا ماندگاری این مسافران را در شهر ساحلی چوبر بیشتر کنیم.


چوبر یک شهر ساحلی و جنگلی است، چقدر در توسعه شهر به حفظ فضای سبز اهمیت می‌دهید؟

برنامه ریزی که برای توسعه شهر چوبر در نظر گرفته شده، شاید متفاوت‌تر از بقیه شهرهای کشور باشد، چرا که با الگو برداری از شهر “لیژ” بلژیک تصمیم دایم در کنار ساخت و سازهای شهری فضای سبز جنگلی شهر و همچنین باغات کیوی و پرتقال در حیاط منازل مسکونی شهر را نیز حفظ کنیم.

در اجرای قانون و مقررات شهری چقدر به مردم داری اهمیت می‌دهید؟

خودم مردم شهردار تصمیم گیر شهر هستند و ما فقط مجری قوانین هستیم که سعی می‌کنیم با ملایمت و مدارا با مردم رفتار کنیم، اما واقعیت این است که مردم حاضر نیستند حتی یک وجب از ملکی را که در آن سکونت دارند را از دست بدهند. در حالیکه عریض شدن کوچه و خیابان‌ها، فضای شهر را توسعه داده و باعث افزایش ارزش افزوده ملک آن‌ها خواهد شد. ما فعلا با ملایمت با مردم برخورد می‌کنیم، تا انشاالله که این فرهنگ جا افتاد، پیاده سازی قانون راحت‌تر خواهد شد.

اخیرا ورود افراد غیر بومی و ساخت و ساز در این منطقه بیشتر شده، با این موضوع چگونه برخورد می‌کنید؟

با توجه به قیمت پایین زمین در این شهر ساحلی، اخیرا بسیاری از افراد غیر بومی از دیگر نقاط کشور و حتی گردشگران برای خرید و ساخت ویلا به این منطقه هجوم آورده‌اند که این هم برای شهر مزایا و معایبی دارد. اما در کل خواهم من از مرد چوبر این است که یکسری موانع قانون هست که مردم باید رعایت کنند. تمام ساخت و سازهای مسکونی یا تجاری که در ملک خود می‌خواهند انجام دهند، با شهرداری هماهنگ کنند تا مجوزهای ساخت را بگیرند. چرا که متاسفانه الان چندین پرونده تخریب در این شهر داریم که باید اجرا شوند. برخی ساخت و سازهای جدید در حریم جاده یا رودخانه است که در نهایت از شهرداری پایان کار می‌خواهند، اما چون در ابتدا با ما هماهنگ نکرده‌اند، بعد دچار مشکل خواهند شد.

گفتگو: رضا شوکتی / بازنشر

+ نوشته شده در  ۱۴۰۱/۱۲/۱۶ساعت 10:50  توسط علیرضا شوکتی چوبر  | 

دانشگاه‌های برتر دنیا برای تحصیل در رشته رسانه و ارتباطات

در این نوشتار از مؤسسه آرمان من شما را با تمام جزئیات رشته رسانه و ارتباطات آشنا خواهیم کرد، ابتدا به معرفی این رشته خواهیم پرداخت سپس دانشگاه‌های برتر دنیا برای تحصیل در رشته رسانه و ارتباطات و شرایط و نحوه اپلای از این دانشکده‌ها را بیان خواهیم کرد.

 

تحصیل در رشته رسانه و ارتباطات


برچسب‌ها: مهاجرت به کانادا, مهاجرت تحصیلی, مهاجران خارجی چوبر, چوبر
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ۱۴۰۰/۰۷/۲۹ساعت 11:11  توسط علیرضا شوکتی چوبر  | 

درخشش الگوی موفق علمی چوبر، در مقطع دکترا

یکی از اعضای چوبر نیوز و از دهیاران موفق چوبر در مقطع دکترا دانشگاه سراسری پذیرفته شد.

به گزارش چوبر نیوز، مهندس ساجد نعمتی یکی از همکاران سایت چوبر نیوز و از فعالان علمی- اجتماعی منطقه که در زمینه آموزش به دانش آموزان کم بضاعت هم فعالیت می کرد، موفق شد در رشته دکترای عمران دانشگاه خواجه نصیر الدین طوسی پذیرفته شود.

مهندس ساجد نعمتی

وی از دهیاران موفق و پرتلاش چوبر بود که خدمات ارزنده ایی در مدت مسئولیت خود در چوبر انجام داده است.

یکی دیگر از فعالیت های تاثیر گذار او در زمینه علمی، آموزش رایگان به افراد کم بضاعت در مقاطع ابتدایی تا دانشگاه بود که افراد زیادی به کمک وی به مقاطع بالاتر تحصیلی و حتی دانشگاه راه یافته اند.

مهندس ساجد فرزند ششم یک خانواده ۹ نفره است که در زمان تحصیل تمامی اعضای خانواده او از شاگردان ممتاز علمی بودند و برادر بزرگتر وی مهندس ناصر حسین نعمتی سال ۸۴ بر اثر تصادف جان خود را از دست داد و پدر وی نیز که از خیرین بنام منطقه بود، بعد از فوت فرزند، او هم به رحمت خدا رفت.

ساجد نعمتی – دانشجوی دکترای عمران

قبولی مهندس ساجد نعمتی در مقطع دکترا که فردی سختکوش و بسیار مردمی و پر تلاش است از آن جهت مهم و با ارزش است که وی تا کنون نه تنها از هیچ کلاس آموزشی استفاده نکرده، بلکه خود برای بسیاری از نیازمندان کلاسهای رایگان رفع اشکال و آموزشی برگزار میکرد و همزمان مسئولیت دهیاری منطقه، فعالیت های سخت کشاورزی و باغی را انجام میداد.

شخصیت و موفقیت وی اکنون الگویی جذاب و نماد سختکوشی تا موفقیت، برای بسیاری از جوانان منطقه شده است

+ نوشته شده در  ۱۴۰۰/۰۶/۲۶ساعت 18:43  توسط علیرضا شوکتی چوبر  | 

دشت دریاسر نقطه ای از بهشت بر روی زمین

 

چند وقتی بود تصمیم داشتیم بعد از بررسی و تحقیق درباره دشت دریاسر و دیدن عکس ها و فیلم ها ی حیرت انگیز از مناظر آن سری به آنجا بزنیم و شبی رو در اونجا به صبح برسونیم، تا اینکه یکی از دوستان بسیار نزدیکمون که هر هفته تورهای یک و چند روزه داخل و خارج استان و حتی بین المللی برگزار میکنند ، قرار شد برای تاریخ 2 و 3 خرداد ماه توری رو به این منطقه برگزار کنند.

از اونجایی که ایشون از علاقه ما به این مکان اطلاع داشتند با ما تماس گرفتند و شرایط تور رو که ( به صورت برپایی کمپ در دشت دریاسر با گروه 40 نفره بود )توضیح دادند و ما هم موافقتمون رو اعلام کردیم.

دو تا از دوستانمون ( پسر دایی و دختر دایی همسرم ) هم در این سفر قرار شد که با همسفر باشند، از دو سه روز قبل سفر برنامه ریزی ها رو با دوستان انجام دادیم و لیست خریدها و وسایل مورد نیاز رو آماده کردیم و شروع کردیم به جمع آوری و انجام خریدها ( هر کدوممون یه سری از کارها رو انجام دادیم).

چون اقامت در چادر و در دل دشت بود باید کاملا با تجهیزات راهی میشدیم، تمامی وسایل رو اعم از (  چادر،پتو و ملحفه مسافرتی، گاز مسافرتی و کتری و ظروف سبک و دستمال و صابون و غذاهای کنسروی و نون و تنقلات و میوه و لباس و کفش مناسب ) روآماده و جمع کردیم و بین کوله های چهار نفرمون تقسیم کردیم.

روز دوم خرداد ماه اومد و سفرمون هم تقریبا در حال شروع شدن بود، کل روز رو به کارهامون رسیدیم و آماده شدیم و آخر شب رفتیم در مکانی که قرار بود همگی اونجا جمع بشیم و حرکت انجام بشه.

ساعت 11 شب بود که ما رفتیم و اولین نفراتی بودیم که رسیدیم سوار اتوبوس شدیم ( ردیف اول ) و دوستانمون هم اومدند و حوالی ساعت 12 شب اتوبوس راه افتاد با تمامی همسفرهامون، در ابتدای مسیر همه ی دوستان به نوبت باید میومدن و خودشون رو معرفی میکردند که تقریبا یک ساعت و نیم زمان برد، با اینکه نیمه های شب بود همه در حال شادی و رقص و پایکوبی و آوازخوانی بودند، در بین راه هم در برخی از شهرها تعدادی از همسفرهای دیگمون رو سوار کردیم و به مسیرمون ادامه دادیم.

از ساری تا دشت دریاسر باید از شهرهایی مثل ( قائمشهر، بابل، امیرکلا ، بابلسر، فریدونکنار، محمود آباد، ایزد شهر، نور ، رویان، نوشهر، چالوس، نمک آبرود، کلارآباد، سلمان شهر، عباس آباد، نشتارود، ولی آباد و در نهایت تنکابن و برای مسیر خود دشت دریاسر باید از خرم آباد  هم عبور کنیم) که تمامی این شهرها بسیار سرسبز و زیبا و در کنار خط ساحلی هستند و منظره بسیار زیبایی از کوه و جنگل و دریا رو به همراه دارند.

متاسفانه چون حرکت ما در شب انجام گرفت نتونستم عکس هایی از این مناظر و شهرهای زیبا بگیرم و در متن سفرنامه بارگذاریشون کنم، تقریبا حوالی ساعت 3 صبح بود که کمی خوابیدیم البته به سختی( همه میدونم خوابیدن تو اتوبوس چقدر سخته اون هم از نوع معمولیش) و حدود ساعت 5.30 صبح بود که بیدار شدیم و من از پنجره اتوبوس بیرون رو نگاه کردم و دیدم که کم کم هوا درحال روشن شدن و خورشید هم در حال طلوع میباشد، منظره فوق العاده ای بود نزدیکی های نوشهر بودیم و در حال گذر از کنار دریا و جنگل، واقعا حیرت انگیز بود دیدن لحظه طلوع خورشید بر فراز دریا و انعکاس نور آن بر روی آب ها، واقعا نمیشه با کلمات وصفش کنم و حتی با تصاویر نشون بدم، قطعا خیلی از شما دوستان این منظره و لحظه زیبا رو از نزدیک دیدید و حسش کردید.

1 – لحظه طلوع خورشید در سواحل دریای مازندران( عکس از نویسنده )

01.JPG

2 – لحظه طلوع خورشید در سواحل دریای مازندران( عکس از نویسنده )

02.JPG

در بین راه در یکی از ترمینال ها برای استراحت و انجام عبادات و استفاده از سرویس بهداشتی  توقف کردیم و تقریبا نیم ساعتی رو اینجا موندیم، هوا فوق العاده بود نه سرد و نه گرم، یه خنکای خوبی داشت و به قدری هوا پاک و تمیز بود که ماه همچنان از تو آسمون پیدا بود و هیچ ابری هم دیده نمیشد.

3 – مکان توقفمون در جاده ( عکس از نوسنده )

03.JPG

الان که در حال نوشتن این سفرنامه هستم اتفاق بسیار بسیار خوشایندی رو طی دو روز قبل از سایت ها و اخبار شنیدم که ( جنگل های شمال کشور که باقیمانده جنگل های هیرکانی در دنیا هستند که از استان گلستان تا استان گیلان و بخشی هم در کشور آذربایجان میباشد امتداد دارند به ثبت جهانی ( یونسکو) رسیده که بینهایت خوشحالم از این کار زیبا این دومین جاذبه طبیعی ایران بعد از دشت لوت است که ثبت شده و کلا 24 امین اثر ثبت شده ایران در یونسکو).

بعد از کمی توقف و استراحت مجددا سوار اتوبوس شدیم و راهی شدیم به سمت دشت دریاسر، از تمامی این مسیرهای زیبا که عرض کرده بودم خدمتتون و سواحلی که پر بود از ویلاهای لوکس و زیبا و متاسفانه کمتر نوار ساحلی قابل استفاده برای عموم رو میبینیم که بیشتر آنها خصوصی هستند رد شدیم تا اینکه به تنکابن رسیدیم و از شهر تنکابن که به ( شهسوار ) نیز معروف است و از شهرهای بسیار پر تردد و توریستی و قدیمی استان مازندران میباشد به سمت خرم آباد رفتیم، بسیار شهر سرسبز و بینظیریه ( خرم آباد )

4 – شهر خرم آباد مازندران ( عکس از نویسنده )

04.JPG

دور تا دورش از کو ها و جنگل های انبوه و سرسبز پوشیده شده، از جاده فوق العاده حیرت انگیز و از کنار رودخانه خروشان چشمه کیله و کلبه های جنگلی و ویلاهای لوکس و شالی زارهای در حال کشت رد شدیم تا به دو راهی جنگل های دو هزار و سه هزار رسیدیم ( در اینجا توقف داشتیم و اگر کسی خریدی برای شب و فردا داشت رو انجام داد و ما هم کمی نون و وسایل صبحانه برای فردا خریدیم ، در حال حاضر که در این سفر هستیم هم ماه رمضان هست و چون این مکان کاملا توریستی و پر است از گردشگر و مسافر به همین خاطر خوردن غذا در اینجا مشکلی نداره و سخت گیری انجام نمیدن، و بعد از انجام خرید رفتیم برای ادامه مسیرمون که به سمت جنگل های دو هزار و روستای عسل محله بود.

5 – شالی زارهای مسیر روستای عسل محله ( عکس از نویسنده )

05.JPG

در این بین هم از روستا های بینظیری همانند ( لتاک ، دارباز، توساکوتی، پایین و بالا اشتوج، کلیشم، هلو کوه و هلو کله که اقامت در هر یک از این روستا ها همانند رویا و وصف نشدنی میباشد ) گذشتیم و در بین مسیر هم در جاده حیوانات اهلی زیادی را میدیم که در حال پرسه زدن در کنار جاده بودند.

6 – جاده خرم آباد به عسل محله ( عکس از نویسنده )

06.JPG

7 - جاده خرم آباد به عسل محله ( عکس از نویسنده )

07.JPG

 به روستای زیبای عسل محله همانطور که از نامش پیداست رسیدیم ، کف روستا سنگ فرش شده بود و خونه های قدیمی و سنتی( که برخی از آنها اجاره هم داده میشدند) و همینطور هم ویلاهای لوکسی را دیدیم ، به گفته اهالی روستا تقریبا دو سه سالی است که توریستی شده و پر است از گردشگران از اقصی نقاط ایران، روستای عسل محله در ارتفاعات قرار داره و از اونجا میتونید منظره جنگل و کوه های اطراف رو که زیر پاتون هست ببینید که باورنکردنی و چشم نوازه.

8 – روستای عسل محله ( عکس از نویسنده )

08.JPG

9 - روستای عسل محله ( عکس از نویسنده )

09.JPG

به سمت پارکینگ روستا رفتیم و از ماشین پیاده شدیم و کل گروه در گوشه ای از روستا که منظره زیبایی رو از جنگل داشت دور هم جمع شدیم و مشغول صرف صبحانه شدیم که توسط تور انجام شد ( املت) چقدر صرف صبحانه در فضای آزاد و در کنار گروه دلچسب و خوبه انگار هرچی میخورید سیر نمیشید. به گروه اعلام شده که وسایل کاملا ضروری و مورد نیازشون رو با خودشون بیاورند و از آوردن وسایل اضافی خودداری کنند و اونها رو توماشین بذارن، چون مسیر سربالایی و بسیار پر شیب و طولانی رو در پیش رو داریم  و بهتر که سبک تر سفر کنیم.

10 – مسافران تور دشت دریاسر ( عکس از نویسنده )

10.JPG

ما هم همینکار رو انجام دادیم و وسایلی رو که فکر میکردم احتیاج نمیشه در ساکی در ماشین گذاشتیم و رفتیم که به ادامه مسیر زیبامون تا دشت دریاسر بپردازیم.

در روستای عسل محله جدیدا اقامتگاه بومگردی هم برپا شده که توسط یک خانواده اداره میشه که شامل ( اتاق های اجاره ای و رستوران سنتی و سرویس بهداشتی) میباشد.

11 – رستوران اقامتگاه بومگردی عسل محله ( عکس از نویسنده )

11.JPG

تقریبا با کوله های سنگینمون از مسیرهای زیبا و پر شیبی گذشتیم در بعضی از جاها به قدری مسیر خارق العاده بود که ما می ایستادیم و مشغول عکس گرفتن میشدیم، شیب های بسیار تندی را در برخی از جاها میدیدم که به سختی میشد بالا رفت و خسته کننده و طاقت فرسا بود خصوصا با بار سنگین، گروه بسیار بسیار کند حرکت میکرد چون افراد با سنین مختلف در گروه با هم همسفر بودند و نمیشد تند تر از این حرکت کرد، ( در روستا افرادی بودند که با اسب و الاغ مسافران و یا بارهایشان را جابجا میکردند که در ازای آنها پول میگرفتند) ولی خوب تعدادشون کم بودو در کل زیبایی این مسیر به تجربه کردنش به صورت پیاده میباشد.

12 – اسب های بارکش در مسیر دشت دریاسر ( عکس از نویسنده )

12.JPG

13 – مسیر عسل محله به دشت دریاسر ( عکس از نویسنده )

13.JPG

من و همسرم چون تجربه چنین مسیرهایی رو زیاد داریم و مدام در حال پیاده روی و رفتن به مکان های این چنینی هستیم مسافت برامون بهتر و راحت تر طی میشد تا جاییکه به کمک همسفرهامون میرفتیم و به حمل وسایلشون کمک میکردیم و همینطور هم کمک به بالا رفتن خودشون.

خلاصه تقریبا بعد از طی مسافتی دو ساعت و نیمه در مسیری سخت و پر پیچ و خم و جاده ای باریک و بسیار پر شیب، به نقطه ای رسیدیم که واقعا بهشت بود نمیدونم چطور باید براتون توصیفش کنم، همیشه از زیبایی های سوئیس شنیده بودیم ولی حاضرم با قطعیت بگم هیچ نقطه ای در سوئیس به این زیبایی نخواهد بود که ما در اینجا شاهدش بودیم( احسنت و هزاران بار احسنت به خلق چنین زیبایی هایی در دنیا)کوه های پوشیده شده از درختان و جنگل های انبوه و حتی برخی از آنها پوشیده شده از برف بود.

14 -  مناظر بین راه عسل محله تا دشت دریاسر ( عکس از نویسنده )

14.JPG

15 -  مناظر بین راه عسل محله تا دشت دریاسر ( عکس از نویسنده )

15.JPG

کمی در این جا توقف کردیم و کلی هم عکس های زیبا و خاطره انگیز از طبیعتش گرفتیم و رفتیم برای ادامه مسیر تا خود دشت، اسب های وحشی را که در دل کوه ها در حال گشت و گذار و دویدن بودن و همینطور هم گاوهای وحشی و بعضا برخی از آنها که اهلی بودند را هم در این میان میدیم که در دل جنگلزارها مشغول به چریدن علف های تازه بودند، رویایی بود دیدن این منظره ها واقعا شبیه به فیلم ها و مستند هایی بود که تو تلویزیون میدیدیم که در دل جنگل های سوئیس و مزارع استرالیا  ساخته شده بود.

دیگه از شیب های تند و طاقت فرسا خبری نبود تقریبا به جای هموار و دشت مانند رسیدیم و حرکتمان به سمت دشت زیبای دریاسر را تندتر کرده بود، از تمام این زیبایی های خیره کننده گذشتیم تا به رودخانه بسیار زیبایی که سرتاسر دشت را با صدایش به وجد آورده بود رسیدیم منظره حیرت انگیز و روح نوازی رو در جلوی چشمانمان دیدیم ، کوه های پوشیده از برف که در روبه رویتان سر به فلک کشیده بودند و رودخانه خروشانی که از دل دشت دریاسر در حال عبور بود و طراوت و نشاط رو به دشت رسانده بود، خدایا سپاس از این همه زیبایی هایی که چشم بشریت قادر به دیدنشون هست، نمیدونم چطور براتون باید توصیف کنم واقعا دیگه هیچ کلمه ای برای وصف این منظره به ذهنم نمیرسه و امیدوارم عکس ها بیانگر این زیبایی ها باشند.

16 – رودخانه ی دشت دریاسر ( عکس از نویسنده  )

16.JPG

کمی در کنار رودخونه نشستیم با بارهای سنگینی که داشتیم خسته شده بودیم ولی واقعا با دیدن این مناظر تمام خستگی ها از تن و یادتون میره، فیلم زیبایی رو هم از این رودخانه و طبیعت اطرافش گرفتم و برای بخش ویدئو در لست سکند ارسال کردم که به دلیل کم بودن زمانش تائید نشد متاسفانه، 

 

 

برای اینکه از گروه عقب نیفتیم به راه افتادیم تا به سمت دشت و مکان برپایی کمپ بریم، تقریبا حوالی ساعت 14.30 بود که پس از گذر از رودخانه و مسیر فوق العاده رویایی که به دشت ختم میشد( جایی که کو های پوشیده از برف و دشت پر از گل های زرد وحشی و اسب ها و گاوهای وحشی در حال چریدن و دویدن را میدیدیم)

و از بین جمعیتی که در این مکان حیرت انگیز چادرهایشان را برپا کرده و در حال استراحت بودند گذشتیم تا به گروه خودمون رسیدیم ، همگی بعد از کمی استراحت شروع به برپایی چادرها به صورت دایره ای به دور هم کردیم و رفتیم برای استراحت و لذت بردن از این طبیعت .

17 – طبیعت زیبای دشت دریاسر ( عکس از نویسنده )

17.JPG

صدای شیهه اسب ها و گاو های در حال چریدن و پرندگان در حال پریدن و آواز خواندن سرتاسر دشت را فراگرفته بود، خیلی وقت بود دلم میخواست تو همچین محیطی باشم و از این همه حس خوب بهره ببرم و کلی انرژی و نشاط از طبیعت بگیرم. وسایل و تو چادرمون مرتب کردیم و لباس های مناسب و راحت پوشیدیم و آماده شدیم برای صرف نهار که توسط گروه انجام شد ( جوجه کباب ) چقدر خوردن غذا در کنار این زیبایی ها و آب و هوای دلپذیرش لذت بخش و دلچسبه ، هرچی میخوردیم اشتهامون بیشتر میشد خلاصه سرتون رو درد نیارم بعد از خوردن غذا تصمیم به استراحت و ریلکس شدن گرفتیم ، ما چادرمون رو در نقطه ای قرار دادیم که دقیقا رو به روی این طبیعت زیبا بود و از داخل چادر میتوانستیم تمامی این زیبایی ها را ببینیم، ساعت ها محو تماشای این منظره شدیم و با دوستان درباره مسائل مختلف به بحث و گفتگو پرداختیم.

هرچی به سمت غروب پیش میرفتیم هوا خنک تر و رو به سردی میرفت خیلی لباس های گرم نیاورده بودیم ولی خوب لباس های کمی گرمتر رو پوشیدیم و رفتیم برای گشت و گذار در دل دشت، دوباره به سمت مسیر رویایی که از رودخونه تا دشت بود رفتیم و از جاهای زیبا و بینظیرش کلی عکس به یادگار گرفتیم، درختانی که در کنار رودخانه به دور هم جمع شده اند و تالابی را به وجود آورده اند، رقص پروانه ها بر روی گل های وحشی، دیدن کره اسب های کوچک که در کنار مادرشان در حال بازیگوشی و شیطنت بودند خلاصه همه و همه در کنار هم خاطرات خوبی را به یادگار گذاشته اند.

18 – مناظر زیبای دشت دریاسر ( عکس از نویسنده )

18.JPG

19 - مناظر زیبای دشت دریاسر ( عکس از نویسنده )

19.JPG

هوا تاریک شده بود و هیچ روشنایی در دل طبیعت وجود نداشت فقط برخی از چادرها لامپ های کوچکی را بر روی سقفشان داشتند و یا برخی از افراد هم چراق قوه و چراق های شارژی که تا ساعاتی نورشان روشن بود را به همراه داشتند و دیگران هم با نورهای گوشی هایشان به کارهایشان میرسیدند، رفتیم برای روشن کردن آتیش در کنار چادرهامون برای دورهم نشینی و صرف شام، آتیش بسیار بزرگی روشن کرده بودیم طوریکه نورش خیلی زیاد بود و داخل چادرها رو روشن کرده بود، گروه 4 نفره ما رفتیم برای صرف شام ( شام با خود مسافران بود ) غذای کنسروی داشتیم که روی آتیش گرمش کرده بودیم و در نهایت هم صرف شد ، در همین زمان بود که از طرف لیدر گروه اعلام شد که همه برای دورهم نشینی دور آتیش جمع شیم ، هوا خیلی سرد شده بود هر چی پتو داشتیم دور خودمون پیچیدیم ولی خوب کارساز نبود، رفتیم دور آتیش و شروع کردیم به خوندن آهنگ و بازیهای هیجان انگیز و در نهایت هم رقص و پایکوبی افراد شاد گروه ، تا پاسی از شب همگی دور هم بودیم و شب خوبی رو به یادگار ساختیم ، بعد از دورهمی شاد و با نشاط با دوستان خداحافظی کردیم و رفتیم برای استراحت شبانه در چادرهامون، هوا خیلی خیلی سرد شده بود کلی ملحفه و زیر انداز کف چادر پهن کردیم و چند تا هم ملحفه گرم بر روی تنمان ولی باز هم سردمون بود از سرما تا صبح به سختی خوابیدیم شاید به جرات بگم اصلا نخوابیدیم، نیمه های شب بارون شروع به باریدن کرده بود و ما هم کلی استرس گرفتیم که چادرمون خیس نشه رفتیم برای پوشوندن چادرمون با نایلون تا از بارون در امان باشیم، ولی خوب چادر کمی خیس شده بود و وقتی دست و پاهامون از داخل به چادر میخورد خیس بود ( تقریبا دو ساعتی بارون باریده بود )با شرایط سخت تر و بدتری رفتیم برای استراحت، بعد از گذراندن ساعات شبانه هوا در حال روشن شدن بود و به طلوع خورشید نزدیک میشدیم، از جامون پا شدیم و رفتیم برای دیدن طلوع آفتاب در کنار این طبیعت بکر و بینظیر، فوق العاده بود فوق العاده، نمیتونم بگم چقدر لحظه زیبایی بود همینکه از جامون پا شدیم و رفتیم بیرون انگار سرمای تنمون کمتر شده بود و به گرمی میرفت، از لحظه زیبای طلوع خورشید عکس گرفتیم و چون اکثر بچه های گروه خواب بودن تونستیم فیلم های بسیار زیبایی هم از این لحظات ناب ( صدای پرندگان و گاوهای در حال چریدن و شیهه اسب ها)بگیریم.

20 – منظره صبح در دشت دریاسر ( عکس از نویسنده )

20.JPG

 

برای شستن دست و صورتمون به سمت رودخونه رفتیم و با آب تقریبا یخ رودخونه که بسیار زلال و شفاف بود دست و صورتهامون رو شستیم ، خیلی سردمون شده بود و رفتیم سمت چادرمون برای آماده کردن صبحانه، البته امروز صبحانه با تور بود ولی ما چون آشپزی در طبیعت رو دوست داریم کمی وسیله برای خودمون آوردیم و شروع کردیم به درست کردن املت در دل طبیعت که چون از قبل تجربه داشتیم و میدونستیم چقدر دلچسب و خوشمزست خواستیم در اینجا هم امتحانش کنیم.

21 – صبحانه در دل طبیعت دشت دریاسر ( عکس از نویسنده )

21.JPG

سفره گذاشتیم و وسایل رو هم چیدیم و خود من املت رو آماده کردم و در کنار هم مشغول شدیم به صرف صبحانه، به قدری دلچسب و لذیذ بود که دو سری املت آماده کردیم ،عرض کرده بودم قبلا که هر چی غذا در دل طبیعت میخوریم اشتهامون بیشتر میشه.

22 – صبحانه در دل طبیعت دشت دریاسر ( عکس از نویسنده )

22.JPG

باورکردنی نبود هوا به سرعت گرم شده بود و ما هم وسیله های صبحانه رو جمع کردیم و آماده شدیم برای رفتن به سمت رودخونه چون قرار بود گروه برن برای آب بازی و آب تنی در رودخونه، پل چوبی بسیار زیبایی بر روی روخانه قرار داشت که دو سمت رودخانه را به هم وصل میکرد ما هم کلی عکس های هنری زیبا بر روی این پل چوبی گرفتیم، یکی از دوستان عزیز همگروه تاج گل بسیار زیبایی درست کرده بودند و به رسم هدیه به بنده داده بودند، تاج گل رو روی سرم گذاشتم بینهایت دوست داشتنی و فانتزی بود طوریکه تمام افراد گروه رو به تحسین وا داشته بود، خیلی ها درخواست کرده بودند دقایقی تاج رو برای گرفتن عکس در اختیارشون بذارم که اونها هم ثبت خاطرات کنند.

23 – پل چوبی بر روی رودخانه دشت دریاسر ( عکس از نویسنده )

23.JPG

24 – تاج گل ساخته شده با گل های دشت دریاسر ( عکس از نویسنده )

24.png

 آب رودخونه خیلی خنک و سرد بود با این حال بعضی از دوستان رفتند برای آب بازی در رودخونه، تقریبا دو یا سه ساعتی رو در اینجا مشغول به گشت و گذار بودیم که در نهایت اعلام شد همگی برگردیم به سمت چادرها برای صرف نهار و جمع آوری وسایل و حرکت به سمت ماشین، در بین راه گیاهان وحشی مثل ( پونه ) رو دیدیم که در شمال از این گیاه برای درست کردن دلال و کاربرد آن در غذا ها استفاده میشود کمی از این گیاه چیدیم و چون با خودمون آلوچه ( گوجه سبز) آورده بودیم ( هَلی کِتِنی ) درست کردیم که یک نوع از خوردنی های مختص شمالی ها میباشد ( پونه و یا اوجی را بر روی تخته با سنگ میکوبونیم تا له بشه و بهش نمک هم میزنیم و در نهایت آلوچه ها رو روی این محتویات میکوبونیم و در نهایت هم آماده برای خوردن میشه طعم بینظیر و فوق العاده ای داره)

25 – حیوانات وحشی و اهلی دشت دریاسر ( عکس از نویسنده )

25.JPG

26 – هَلی کِتِنی در طبیعت ( عکس از نویسنده )

26.JPG

وسیله هامون رو جمع کردیم و فقط وسایل نهار رو که کنسروی بود گذاشتیم و بقیه رو دادیم آقایی که اسب داشتد برامون تا پایین روستا و در کنار اقامتگاه ببرند.

نهارمون رو خوردیم و کلی هم با بچه ها بازی های گروهی انجام دادیم و عکس های دورهمی و یادگاری گرفتیم و همگی حرکت کردیم برای رفتن به سمت ماشین، واقعا دل کندن از اینجا خیلی سخت بود( آرامش و زیبایی که داشت محصور کننده بود و دل کندن ازش بینهایت سخت) از تمام مسیرهای زیبایی که اومده بودیم ولی خوب اینبار بدون حمل هیچ باری و کاملا سبک و با خیال راحت گذشتیم و از جای جای مسیر عکس ها و فیلم های فوق العاده ای گرفتیم و در برخی از جاها هم دقایقی برای استراحت و دم زدن می نشستیم .

27 – دشت دریاسر ( عکس از نویسنده )

27.JPG

28 – چای جنگلی ( عکس از نویسنده )

28.JPG

هوا بسیار مطبوع و خوب بود نه گرم و نه سرد ، تا چشم کار میکرد جنگل و درخت و حیوانات اهلی رو میدیدم و چوپانانی رو که در حال هدایت گوسفندانشان به سمت ارتفاعات و دشت ها برای چرا کردن بودند.

خیلی سریعتر از مسیر رفت به مقصد رسیدیم البته عرض کنم برای من همیشه مسیر سربالایی راحت تر از مسیر سر پایینی انجام میشه به دلیل مشکل زانویی که دارم ولی خوب با تمام این اوصاف زودتر رسیدیم و رفتیم به سمت اقامتگاه بومگردی و وسایلمون رو گرفتیم و با شخصی که بارهامون رو آورده بودن حساب کردیم ( 270.000 تومان بابت بار 4 نفرمون ) از ما دریافت کردند.

بوی آش همه جا پیچیده بود و ما هم دلمون آش خواست رفتیم و 4 تا آش سفارش دادیم که در کاسه چینی بزرگی برامون آورده بودن ، بسیار خوشمزه و خوش طعم بود واقعا دستپخت شمالی ها خوبه ، یک سرویس چای چهار نفره هم سفارش دادیم که واقعا بعد از این خستگی راه به جا و مناسب بود.

 

29 – آش در روستای عسل محله ( عکس از نویسنده )

29.JPG

30 – خرم آباد ( عکس از نویسنده )

30.JPG

در نهایت همه ی گروه رسیدند و در کنار ماشین جمع شدیم و حرکت کردیم به سمت ساری، از تمامی جاده ها و روستاهای زیبا مجددا گذشتیم تا اینکه یکی از دوستان به دلیل دیر اومدنشون در زمان حرکت به سمت دشت قرار شد به کل گروه بستنی بدهند، ما هم به یک بستنی فروشی رفتیم و ایشون زحمت بستنی ها رو برای گروه کشیدند که بسیار سپاسگزاریم از لطفشون، در بین راه دوستان به خواندن آواز و رقص و پایکوبی و شادی پرداختند و ما هم یکی یکی از شهرها گذشتیم و در نهایت نیمه های شب بود که به ساری رسیدیم.

  • هزینه تور برای هر نفر ( 250.000 تومان شده بود )
  • هزینه های اضافی برای خودمان هم سلیقه ای میباشد که برای ما دو نفر حدودا 180.000 تومان شده بود .
  • حتما حتما با خودتون لباس های گرم و پتو برای اقامت شبانه به همراه داشته باشید.
  • سرویس بهداشتی در این دشت زیبا وجود ندارد و کاملا طبیعی میباشد، صابون و مایع دستشویی هم حتما به همراه داشته باشید.
  • آب خورد میتوانید از رودخونه و چشمه تهیه کنید پس نگران این بخش نباشید.
  • چادر( ضد آب ) هم حتما به همراه داشته باشید.
  • گوشی هاتون رو کامل شارژ کنید و پاوربانک و چراق قوه هم با خودتون ببرید.
  • کرم ضد آفتاب و عینک و کلاه رو هم فراموش نکنید.

 

نویسنده: فاطمه خرقه پوش

تمامی مطالب عنوان شده در سفرنامه ها نظر و برداشت شخصی نویسنده است و وب‌ سایت لست سکند مسئولیتی در قبال صحت اطلاعات سفرنامه ها بر عهده نمی‌گیرد.

+ نوشته شده در  ۱۳۹۹/۰۴/۰۳ساعت 8:50  توسط علیرضا شوکتی چوبر  | 

طبیعت زیبای ییلاقات گیلان

به گزارش چوبر نیوز، با دوباره جان گرفتن زمین، طبیعت زیبای ییلاقات گیلان نیز دوباره رنگین شدند. ییلاقات تالش،ماسال، فومن، رودسر و اکثر مناطق گیلان همه ساله در چهار فصل سال پذیرای گردشگران داخلی و خارجی است.

بارش‌های گسترده اخیر و پر آب شدن رودخانه‌ها هم به این شادابی طبیعت افزوده است.

 

تلالو رنگ‌ها در بهار ییلاقات گیلان به روایت تصویر

عکس از امید رجبی‌پور کشایه/تسنیم

+ نوشته شده در  ۱۳۹۸/۰۱/۲۷ساعت 19:29  توسط علیرضا شوکتی چوبر  | 

آغاز نشای برنج در گیلان

رشت| مراکز بانک نشاء برنج در استان گیلان توسعه می‌یابد

 

جعفر رحمان پور شالیکار لنگرودی نخستین شالیکار گیلانی است که نشای برنج را در فصل زراعی جدید آغار کرد.

به گزارش چوبر نیوز ، مدیر زراعت جهاد کشاورزی گیلان گفت:نخستین نشاء دستی برنج در گیلان در هزار متر مربع از شالیزار جعفر رحمان پور شالیکار اهل روستای سیاهکلده لنگرود آغاز شد.
ابراهیم اکبر زاده افزود: این شالیکار در شالیزارش رقم بومی هاشمی کشت کرد. وی با بیان اینکه نشا ماشینی برنج هم از هفته اول اردیبهشت درگیلان آغاز می‌شود گفت: قرار است امسال حدود ۱۴۳ هزار هکتار معادل ۶۰ درصد از شالیزار‌های گیلان ماشینی نشا شود.
مدیر زراعت سازمان جهاد کشاورزی گیلان در ادامه اعلام کرد: شالیکاران گیلانی تا امروز بیش از ۱۹۰ هزار هکتار از شالیزار‌های استان را شخم زدند.
مدیرعامل آب منطقه‌ای گیلان هم از ذخیره یک میلیارد و ۱۰۰ میلیون مترمکعب آب پشت سد سفید رود خبرداد.
وحید خرمی گفت: ذخیره این مقدار آب با توجه به شرایط خوب آب و هوایی و بارندگی‌های مناسب درحوزه آبریز سد درمقایسه با مدت مشابه پارسال ۳۰ درصد بیشتر است.
آب ۱۸۰ هزارهکتار از شالیزار‌های گیلان از آب سد سفید رود تنها سد مخزنی گیلان تامین می‌شود و سالانه حدود ۷۵۰ هزار تن برنج سفید در گیلان تولید می‌شود که معادل ۴۰ درصد برنج تولیدی کشور است.
مراحل تولید برنج شامل کاشت، داشت و برداشت در یک دوره ۵ تا ۶ ماه انجام شد.


برچسب‌ها: چوبر, علیرضا شوکتی, کشاورزی چوبر
+ نوشته شده در  ۱۳۹۸/۰۱/۲۷ساعت 18:43  توسط علیرضا شوکتی چوبر  | 

گفتگو با “علیرضا شوکتی” مجری و خبرنگار صدا و سیما

 

 
گفتگو با “علیرضا شوکتی” مجری و خبرنگار صدا و سیما

 

“به همان نسبت که خبرنگاری شغلی جذاب، پرشور و متنوع هست به همان نسبت هم پرحاشیه و خطرناک است. هرچند در ایران شاید این خطرات کمتر باشد اما حذف فیزیکی خبرنگاران تنها یکی از چالش های پیش روی آنان در دنیا است. بنابر این دوستانی که می خواهند وارد این حرفه شوند باید بدانند که کسی برای خبرنگاران فرش قرمز پهن نمی کند اما یک اشتباه ممکن است زندگی آنها را زیر و رو کند.” اینها بخشی از صحبت های علیرضا شوکتی مجری و خبرنگار صدا و سیما است که مشروح این گفتگو را در زیر می خوانید:
 
 
 
با سلام و عرض احترام خدمت شما لطفا در ابتدا معرفی مختصری از خود داشته باشید و بفرمایید کار خبرنگاری را چه زمانی و از کجا شروع کردید؟
 
من علیرضا شوکتی هستم و ۲۰ تیر ماه ۵۸ در چوبر تالش بدنیا آمدم. و تحصیلات ابتدایی را در همان چوبر و دوره متوسطه را در دبیرستان حکیم نظامی آستارا به پایان رساندم. و جالب است بدانید که از کلاس پنجم ابتدایی فعالیت مطبوعاتی را با ارسال کاریکاتور برای ” مجله گل آقا ” و دیگر نوشته های کوتاه برای مجلات ” رشد ” آغاز کردم. و در دوره دبیرستان هم بطور جدی همکاری با روزنامه “ایران” و “همشهری” را ادامه دادم. اما همکاری با مجله ” ایران جوان ” اوج موفقیت و فعالیتم در مطبوعات بود بطوریکه در عرض یک سال یعنی سال ۷۷ موفق به کسب عنوان خبرنگار برتر سال شدم.

همچنین همان سال با شرکت در مسابقات راپمی ( کشورهای حوزه خلیج فارس ) بعد از نماینده کویت من از ایران دوم شدم که از طرف معاونت وقت رییس جمهور، (خانم ابتکار) تقدیر شدم.

قبولی در دانشگاه هنر تهران سکوی پرتاب من به سمت صدا و سیما شد و از سال ۸۳ وارد باشگاه خبرنگاران جوان شدم که در ادامه هم همزمان با ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد در رشته علوم ارتباطات دانشگاه صدا و سیما، بعنوان مجری برنامه مثلث شبکه خبر و سپس برنامه ترکیبی “همت و برکت” و بعد از آن هم برنامه اقتصادی تیمچه را اجرا کردم و اکنون هم بعنوان خبرنگار و مجری شبکه ایران کالا که تنها شبکه اختصاصی اقتصادی ایران است کار میکنم.

 

آیا علاقه مندی به حرفه خبرنگاری تنها انگیزه شما برای انتخاب این شغل بود یا اهداف دیگری نیز داشتید؟

من از بچگی چنان علاقه ایی به اخبار تلویزیون ، مطبوعات و روزنامه داشتم که به خانواده ام میگفتم بجای لباس یا اسباب بازی برایم مجله یا روزنامه بخرند. چون مطبوعات آن زمان کمیاب بود، صفحات رنگی مجلات یا روزنامه کهنه هایی که موقع خرید وسایل روزانه خونه، به این اقلام می پیچیدند من درخانه جدا کرده و کنار هم می چیدم که بخوانم یا عکسهایشان را نگاه کنم. آن زمان گوشت و مواد غذایی را فروشنده در روزنامه یا برگه های مجله می پیچید، و هر وقت پدرم گوشت می خرید،قبل از همه سراغ اون تکه روزنامه ها می رفتم و آنها را جمع می کردم. بطور کلی علاقه شدیدی به اخبار و گزارش های خبری داشتم و هنوز هم با اشتیاق کارهای موفق و گزارشهای تصویری و ایرانی و خارجی بخصوص کارهای ” پروفسور نایل فرگوسن ” را با جدیت دنبال میکنم.

 

از شبکه ایی که کار می کنید کمی توضیح دهید.

در حال حاضر خبرنگار و مجری شبکه ایران کالا هستم. این شبکه اولین شبکه تلویزیونی اقتصادی ایران است که در جهت حمایت از تولید داخلی و معرفی ظرفیت ها و توانمندی تولیدکنندگان ایرانی و همچنین معرفی مناطق گردشگری ایران فعالیت می کند. در بخشی از برنامه های این شبکه “پایش پلاس” یا “وقت کار” را داریم که به روشی ساده راههای کسب و کار را به علاقمندان با حداقل سرمایه اموزش می دهد. در بخشی دیگر با عنوان “ایستگاه” ضمن معرفی مناطق گردشگری و تفریحی کشور، با نوآوری های دانش پزشکی و گردشگری سلامت آشنا می شویم. از ساعت ۱۰ صبح تا ۱۸ عصر، هر دو ساعت آخرین خبرها و رویدادهای اقتصادی پخش می شود. اکثر نمایشگاهها و رویدادهای اقتصادی در حال اجرا بصورت زنده از این شبکه اطلاع رسانی می شود و …

ریاست این شبکه بر عهده دکتر زابلی زاده است که از پایه گذاران شبکه خبر بوده و در طی این مدت، شبکه ایران کالا را به یک شبکه متفاوت و جذاب در کشور تبدیل کرده که روز به روز به بینندگان آن اضافه می شود.

 

یک روز کاری یک خبرنگار چگونه می گذرد؟

خبرنگاری یک شغل پیوسته است و روز و شب ندارد. چون همواره در اتفاقات خوشایند و ناخوشایند در حال تکاپو است. در اتفاقاتی مثل حادثه پلاسکو یا زلزله، فوتبال و… مرتب باید در حال کشف و ضبط اتفاقات و رویدادها باشد تا برای بینندگان و شنوندگانی که هر لحظه منتظر خبرهای تازه هستند، مخابره کرده و نگرانی ها را کم کند.

اما در حالت عادی هم این شغل استرس زیادی دارد. وقتی قرار است در یک برنامه ایی گفتگو یا مصاحبه داشته باشیم، ترس از اینکه تجهیزات مشکل فنی پیدا کند یا زمان از دست برود و یا اینکه حتی مهمان از دست برود وجود دارد. بطوریکه خیلی وقت پیش در یک برنامه زنده تلویزیونی که همه امکانات و شرایط برای یک گفتگوی کوتاه مهیا شده بود ۱۰ ثانیه مانده به پخش، مهمان به دلایلی انصراف داد و موجی از استرس وجودمان را گرفت که با درایت تهیه کننده موضوع ختم به خیر شد و با یک پلاتو جمع کردیم که بعدا دیدیم برنامه زیبایی هم شده.

 

آیا ماهیت حرفه خبرنگاری ویژگی ها و اهمیت آن برای مردم و مسئولان به اندازه کافی شناخته شده هست؟

نه بطور کامل. هنوز در کشور ما خبرنگاران به جایگاهی که باید باشند نرسید ه اند. برخی نگاهها و دروازه بانی ها باعث شده خلاقیت خبرنگاری مغمول واقع شود. البته خبرنگاری شرایط و ویژگیهایی دارد که بر خواسته از شخصیت، هویت و ذات فرد است و هر کسی را هم نمی توان خبرنگار نامید. از طرف دیگر بارها شاهد برخور نامناسب برخی مدیران و مسئولان با خبرنگاران بوده ایم که در نهایت با یک عذر خواهی سر و ته قضیه را هم می آورند و راحت از کنارش گذشته اند، غافل از اینکه بسیاری از همین مسئولان از دریچه دوربین همین خبرنگاران و رسانه ها به جامعه معرفی شده اند و رشد کرده اند. چندی پیش به یکی از وزرا که زمانی چندان از خبرنگاران خوشش نمی آمد گفتم : “جناب وزیر آیا هنوز هم نمی خواهید جواب خبرنگاران را بدهید؟” گفت: “ما که به شما ارادت داریم. چرا که یک جامعه پویا و موفق همیشه به خبرنگاران منصف نیازمند است. اما مسئولیت پیچیدگی خودش را دارد که برخی خبرنگارنماها با غرض ورزی آن را پیچیده تر می کنند.”

 

 

وضعیت استان گیلان به لحاظ انجام کارهای خبری و رسانه ای نسبت به دیگر استان ها چگونه است؟

از نظر مطبوعات، فکر میکنم استان گیلان در سطح کشور، جزو سه استان برتر رسانه ایی کشور باشد و میزان علاقمندی و استقبال مردم گیلان هم به نسبت بیشتر هست شاید این بخاطر وجود سیاستمداران و فرهیختگان علمی است که در این استان زیسته اند و یا مشغول فعالیت بوده اند. بزرگانی چون میرزا کوچک، نیما یوشیج، کیومرث صابری و … که بطور ضمنی در ارتقاء سطح سواد رسانه ای و مطبوعاتی منطقه گیلان موثر بوده اند.

 

سیاست های کلی دولت در رابطه با خبرنگاران از نظر شما چگونه است ؟ آیا دولت حمایت و توجه لازم را از این قشر به عمل می آورد؟

بله سیاست های دولت حکایت از همراهی با خبرنگاران است بطوریکه پس از استقرار دولت به ارگانهای ذیربط بخشنامه ایی صادر شد مبنی بر عدم تعقیب و شکایت از خبرنگاران که نمونه واضح آن در سازمان میراث فرهنگی بود.

من در دوره ایی رابط خبری میراث فرهنگی و صدا و سیما بودم این سازمان در دوره های گذشته یکی از پرحاشیه ترین و خبر ساز ترین ارگانهای دولتی بود و خبرنگاران زیادی بخاطر برخی خبرهای منتشره، از طرف سازمان میراث فرهنگی دچار مشکل شده بودند که در دولت جدید تمام آن پرونده ها و شکایات بدور ریخته شد و خبرنگاران اکنون بدون هیچ محدودیت و مشکلی سخت ترین گزارشهای خود را تهیه میکنند. من فکر میکنم این اتفاق خوشایندی است که امروزه در حوزه خبر و رسانه اتفاق افتاده است چرا که شفافیت، آگاهی و دانستن حق همه شهروندان است و با توجه به تحولات خوبی که اتفاق افتاده “جریان آزاد اطلاعات” در کشورمان در حال شکل گیری است.

اما باز هم تاکید میکنم که شغل خبرنگاری چیزی نیست که در قلم و کاغذ یا لوگوی شبکه ایی خلاصه شود، شخص خبرنگار باید اخلاق خبرنگاری داشته باشد.

 

photo_2016-07-05_16-08-09

به عنوان یک خبرنگار برای جوانانی که به تازگی قصد ورود به این حرفه را دارند چه توصیه ای دارید؟

حرفه خبرنگاری بنظرم یکی از سخت ترین و پرخطرترین فعالیت های انسانی در دوران امروزی است. سالها پیش همکاری ذاشتیم که در جریان جنگ بوسنی هرزه گوین و سارایوو صحنه هایی از کشتار را دیده بود که وقتی برگشت بکلی روحیه اش عوض شد و نه تنها شغل خود را از دست داد بلکه دچار بحران های شدید روحی شد.

منظورم این است که شاید ما در ظاهر یک خبرنگار مشهور و چهره را بشناسیم اما در پشت این چهره ممکن است مسائل روحی، تصاویر ذهنی، خاطرات و تعهدات اخلاقی،  تهدید، ارعاب ، شکنجه و … نهفته باشد.

میخواهم بگم به همان نسبت که این شغل جذاب پرشور و متنوع هست به همان نسبت هم پرحاشیه و خطرناک  است. شاید در ایران  این خطرات کمتر باشد، اما حذف فیزیکی خبرنگاران تنها بخشی از چالش های پیش روی آنان در دنیا است . بنابراین دوستانی که می خواهند وارد این حرفه شوند باید بدانند که کسی برای خبرنگاران فرش قرمز پهن نمی کند اما یک اشتباه ممکن است زندگی آنها را زیر و رو کند.

به غیر از این کسانی که علاقمندند این حرفه را ادامه دهند حتما باید اطلاعات و سواد خبرنگاری خود را بالا ببرند سرعت، دقت و صحت سه اصل مهم برای موفقیت در خبر نگاری است.

آیا از فعالیتتان خاطرات تلخ و شیرین هم در ذهن دارید؟

برای شخص من بدترین زمان حالتی است که خبر یا گزارشی را با اشتیاق کار کرده باشم اما بخاطر مسایلی چون پر شدن کنداکتور، جابجایی و دروازه بانی خبر و … پخش نشود. این اتفاق قبلا که در بخشهای دیگر سازمان کار می کردم زیاد بود اما اکنون فضا خیلی بهتر شده است. شاید دلیلش مبتدی بودن و ناپختگی کارم بود. با این حال دنیای خبرنگاران پر از خاطرات تلخ و شیرین است.

زیباترین خاطره ام مربوط به همان سالی ات که در عین ناباوری و در اوج مشکلات بعنوان خبرنگار برتر سال انتخاب شدم.

و بدترین خاطر ه ام مربوط به زمانی است که در جریان تهیه گزارش خبری از مناطق آب درمانی اطراف سرعین دچار مار گزیدگی شدم و بخشی از زندگی ام مدتی تعطیل شد. اما جان سخت بودم که باز هم به زندگی برگشتم. شاید این لطف خدا و دعای دوستدارانم بود.

چه چیزی شما را در زندگی اذیت می کند؟

من بر خلاف شغلم در ظاهر معمولا آرام و ساکت هستم، اما همواره در ذهن و دلم غوغایی به پاست. یک اتفاق کوچک خیلی منقلبم می کند اما چون ظاهرا خونسردم کسی متوجه به هم ریختگی درونم نمی شود.

به شدت و با سرعت موضوعات و رویدادهای اطرافم را تحلیل و بررسی می کنم. و این انرژی زیادی از من می برد. شاید برای برخی اطرافیانم جای تعجب و شاید هم آزار باشد که چرا من اینقدر خونسردم. اما کسانی که با من همراه و همکار بوده اند ثمره این اخلاقم را هم دیده اندکه چقدر به سود گروه ما بوده است.

در زندگی همیشه مثبت اندیش بوده ام و خوشبین، و قدردان آنهایی هستم که دارم، اما همیشه بخاطر عزیزانی که از کنارم رفته اند دلگیر و ناراحتم. و این سخت ترین قسمت زندگی است.

حرف پایانی شما با مخاطبین؟

من هیچ وقت اوقاتم را صرف کارهای پوچ و بیهوده نکردم. هدفی را مشخص کرده ام که برای رسیدن به آن در تلاش و کوشش هستم. معتقدم  هر انسانی برای هدفی پا به این جهان گذاشته که باید برای انجامش نهایت تلاش خود را بکند، یا می رسد یا می رود و سرنوشت به دیگری می سپارد. من هدفم کمک به انسان و انسانیت است با هر توان و تا هر زمانی که بتوانم.

برای تک تک  مخاطبان عزیزی که وقت با ارزش خود را برای خواندن این مصاحبه گذاشتند آرزوی تندرستی و شادمانی دارم. و اینکه تک تکشان در نظرم عزیز گرامی و محترمند.

+ نوشته شده در  ۱۳۹۷/۰۸/۲۰ساعت 16:28  توسط علیرضا شوکتی چوبر  | 

مطالب قدیمی‌تر